فیلم در مقابل صنعت فیلمبرداری: تفاوت چیست؟

فیلم و فیلم برای من مترادف بودند ، و من در مورد استفاده از Super 8 از DSLR صحبت نمی کنم ، بلکه عرصه فیلم و قلمرو فیلم به عنوان دو صنعت جداگانه است. من تفاوت در ورود به دنیای کار و تحقق تقاضای زیاد برای محتوای ویدئویی را یاد نگرفتم اما تقریباً هیچگونه ارسال برای کارهای مفرح فیلم نداشتم.

خوب فرقش چیست؟

من دوست دارم صنعت فیلم را به عنوان افرادی در کار برنامه ریزی ، تولید ، ویرایش و دستیابی به بخش های روایت یا مستند برای اهداف آموزشی یا سرگرمی توصیف کنم.

صنعت تصویری هرکسی است از یک آژانس تبلیغاتی ، به یک نانوایی محلی که به دنبال ویراستاران ویدئویی با استعداد و برنامه ریزان برای تبلیغ مارک است.

هر دو وظایف فنی مشابه مانند تنظیم دوربین یا تصحیح رنگ را به اشتراک می گذارند ، اما مشاغل موجود در هر زمینه می تواند به طرز چشمگیری متفاوت باشد و هر خلاق نمی خواهد در هر دو صنعت باشد.

اما آیا ما باید در هر طرف قدم برداریم؟

یک جور هایی…

اکنون گروه هایی از بازاریابی متوجه شده اند که ویدیو مدتی است در حال انفجار است و 85٪ از ترافیک وب در آمریکا از محتوای ویدیو (کارهاف ، سیسکو) ناشی می شود و یک مشتری بالقوه به احتمال زیاد با محتوای ویدیو ارتباط برقرار می کند تا متن در رسانه های اجتماعی. از این رو ، خانه های بازاریابی و تبلیغاتی به آسانی درهای خود را برای سازندگان فیلم باز می کنند تا گرافیکی با حرکت سریع ، متمایز ، خیره کننده و محتوای استفاده از محصول را بسازند. پست ها را می توان در سراسر LinkedIn و True.com جستجو کرد که به دنبال تهیه کننده فیلم و کارورزان فیلمبرداری هستند ، اما تعداد کمی از شرکتهای فیلم تمایل خود را به دستیارهای تولید یا DP تبلیغ می کنند. این تفاوت مطمئناً با ماهیت این دو صنعت ارتباط دارد ، یعنی بازاریابی به عنوان استخر فجیع در جامعه سرمایه داری ، اما فیلم به عنوان یک خانواده گسترده که در آن اخبار از گوش به گوش می رسد. از این رو ، می توانید حدس بزنید که "ورود" به سمت خلاق فیلم و نه فیلم ، بسیار ساده تر است.

بنابراین آیا این بدان معنی است که شما باید رویای خود را برای تولید یک تلنگر وحشت نیمه رومی-کام-درام متوقف کنید؟

نه. اما به این معنی است که شما باید قبل از شروع سرگرمی به سمت ویدیو وارد شوید.

دنیای بازاریابی و تبلیغات می تواند مهارت نوشتن نسخه کپی ، کمال تصویری و تجربه ویرایش نفیس را برای شما فراهم کند. از زمان کارآموزی گرافیک در آژانس بازاریابی ، در هر جنبه از فرآیند خلاقیت مشارکت داشتم ، نوشتم ، داستانی را داشبوردم ، ضبط کردم و ویرایش کردم. در دنیای فیلم هیچ کس این قدرت زیادی را ندارد ، فقط با چنین تولیدات در مقیاس بزرگ ممکن نیست. با این حال ، در بازاریابی ، نیاز به نوبت دهی سریع باعث می شود تا هنرمندان در همه ابعاد پروژه حضور یابند. و در حالی که ماندن در بازاریابی هدف نهایی من نبود ، من توانستم نقد مداوم دریافت کنم و پشت قطعه های خود باشم که بدون شک من را برای تهیه روایت به تهیه‌کنندگان در صنعت فیلمسازی آماده کرد.

من پیشنهاد می کنم که هر فیلمساز بدون پستی که قبلاً در آن است ، موضع خود را در محتوای ویدیویی دنبال کند ، شما بسیاری از همان مهارت های مربوط به فیلم سازی را قبل از اینکه قدم نگذارید روی یک مجموعه بیاموزید. ممکن است شما داستانهایی را که می خواهید بگویید ، گرچه یاد خواهید گرفت که چگونه عناصر غیر ضروری را از قطعات خود جدا کنید.

برای فیلمسازانی که مایل به ورود به دنیای فیلم هستند ، این روند کمی ساده تر است. شرکت ها همیشه به دنبال کار آزاد هستند و از آنجا که شما در حال حاضر سبد گسترده ای دارید ، قرار نیست یک جهش حیرت انگیز برای طرف مقابل باشد. علاوه بر این ، کار موسیقی فیلم با تولید بالا اغلب از مرز بین محتوای ویدیویی مارک دار و هنرهای سینمایی عبور می کند ، یک پله بزرگ برای هر صنعت.

من امیدوارم که این بینش به سازندگان جوان و جوان اجازه دهد کمی در مورد مکان ورود به دنیای کار استرس داشته باشند و فواید محتوای مارک شده را به عنوان یک پله پله به فیلم یا برعکس درک کنند.