وکلای شیطان در مقابل اختلافات معتبر

کدام یک هستی؟

انتصاب وکیل مدافع شیطان عملی بود که بیش از 500 سال پیش توسط کلیسای کاتولیک انجام شد. وقتی كلیسا تصمیم داشت كه كشیشی را مجازات كند ، آنها شخص دیگری را به طور جدی به بررسی زندگی ، معجزات و تعهدات معنوی خود می پرداخت. این کار تا سال 1983 تا زمانی که پاپ تصمیم به کنار گذاشتن آن گرفت ، یک کار واقعی بود.

امروزه بازی کردن با مدافع شیطان به یک تکنیک برای افزایش تنوع دیدگاه ها و تحریک جلسات طوفان مغزی تبدیل شده است ... اما ممکن است آنقدر مؤثر واقع نشود که به اعتقاد ما منجر شده است.

این مطالعه نشان داد که گروه هایی که وارد یک بحث و گفتگو شده اند که یک نفر نقش وکیل مدافع شیطان را بر عهده گرفته است ، با استدلال از دیدگاه مخالف که اعتقاد ندارند باور ندارند ، تعداد بیشتری از ایده ها را برای حمایت از موقعیت اصلی ایجاد کردند! با این حال ، گروه هایی که با شخصی که یک مخالف معتبر بود وارد بحث و گفتگو شدند - یعنی آن شخص واقعاً به آنچه می گفتند اعتقاد داشتند - ایده های اصلی تری در هر دو طرف بحث ایجاد کردند. به عبارت دیگر ، داشتن صدایی که واقعاً با گروه مخالف است ، می تواند طیف وسیعی از نظرات را تحریک کند و گروه را به طور مشروعیت به چالش بکشد ، برای بهتر.

اما چرا؟ خوب ، تکنیک های بازیگری ممکن است مانند یک "بحث معتبر" به نظر بیایند ، اما ممکن است در این فرآیند چیزی گم شود. یعنی ، اگر شخص بداند که شما طرفدار شیطان بازی می کنید و واقعاً آن چه را که بحث می کنید را باور نمی کنید ، هر کس یک نقش را بازی می کند. "یک طرف ممکن است شروع به شمارش امتیاز کند (بدهد و بگیرد) و کمتر شود. درگیر مکالمه از منظر گیرنده ، از آنجا که آنها نقش ایفا می کنند ، نمی توانید نظر شخص دیگری را تغییر دهید. در پایان ، این نقشهای غیر معتبر ممکن است کمتر برای تحریک تفکر واگرا انجام دهند.

به راحتی فکر می کنید که یک مخالف معتبر بودن باعث صدمه به اعتبار شما در شهرت می شود یا در مورد گروه ها روحیه تیم را پایین می آورد. در حالی که مطمئناً به این حقیقت وجود دارد ، به نظر می رسد بد نیست. شجاعت طول می کشد که واقعاً در برابر آنچه به آن اعتقاد دارید ایستادگی کنید و مردم به آن احترام بگذارند و تحسین کنند. به مخالفان معروف در طول تاریخ فکر کنید - غندی ، MLK ، ماندلا ، الیزابت استنتون ، ریچارد داوکینز ، ادوارد اسنودن - و گرچه آنها در زمان خود از جهات مختلف بحث برانگیز بودند ، اکثر ما از کلماتی مانند "شجاع" و "متفکران جلو" استفاده می کردیم. آنها را توصیف کنید

البته ، هنوز طرفدار شیطان بودن ارزش زیادی دارد. در محل کار ، مواقعی وجود دارد که یک گروه کوچک تقریباً همه با یکدیگر موافق هستند. در این صورت کسی باید از وکیل شیطان بازی کند. هرچند برای یک تصمیم بزرگ ، منطقی است که صدای خارجی را از یک بخش دیگر یا حتی خارج از شرکت بیاورید.

نکته مهمتر این است که ارائه ایده های جدید ، خواه برای یک پروژه شخصی یا بحث گروهی در محل کار ، ممکن است بیشتر از نقش آفرینی ها و بحث های مصنوعی نیاز داشته باشد. درعوض ، شاید لازم باشد که از صدای کسانی که با ما مخالف هستند ، استقبال کنیم ، هر چقدر هم ناراحت کننده باشد.

از این مقاله لذت می برید؟ برای اطلاعات بیشتر وبلاگ من را اینجا دنبال کنید و خلاصه همه کتاب های مورد علاقه من را بررسی کنید.

این داستان در The Startup ، بزرگترین انتشارات کارآفرینی Medium و به دنبال آن +388.268 نفر منتشر شده است.

برای دریافت داستانهای برتر در اینجا مشترک شوید.