دموکراسی به تفاوت بین یک قانون و یک توییت بستگی دارد

"شهرهای پناهجویانه" در واقع یک اصطلاح قانونی نیست - هیچ تعریف واحدی برای آن وجود ندارد ، و شهرهایی که ادعا می کنند این مانتو هستند اغلب سیاست های متفاوتی دارند - بنابراین وقتی دولت ترامپ دستورالعمل اجرایی را صادر کرد به دولت می گوید راه هایی برای جستجوی "شهرهای پناهگاه" را مجازات کنید ، واقعاً لازم بود که این اصطلاح را تعریف کنید.

این یکی از دلایلی نبود که یک قاضی فدرال حکم اجرائی را غیرقانونی صادر کرد. حتی اگر رئیس جمهور قانونی داشته باشد که بودجه فدرال را بر اساس سیاست های محلی خود از شهرها منع کند (که بسیار خوب است) ، رئیس جمهور نمی تواند بگوید که دولت وی تصمیم می گیرد چه شهرهایی را براساس معیارهای کاملاً معقول و قانونی از آن جبران کند.

قوانین پیچیده هستند (چه کسی می دانست؟) ، اما این در واقع یک مسئله بسیار ساده است. خیلی اساسی و با این حال به طرز حیرت انگیزی اشتباه گرفته شد - معادل دولت یک دوچرخه سوار سرعت المپیک که قبل از رفتن به طلا کفش های خود را به هم متصل می کرد.

چی شد؟

این اولین بار نیست که چنین چیزی ظاهر می شود. البته فقط ترامپ نیست: جمهوریخواهان هفت سال فرصت داشتند تا جایگزین اوباماکار شوند ، و به نوعی هنوز هم گرفتار تلاش برای جمع آوری یکی از آخرین لحظات شدند. به نظر می رسد عدم آمادگی با عدم اعتقاد به تخصص به عنوان بخشی از برند جمهوریخواه ، دست به دست هم می دهد.

اما حتی به نظر می رسد ، به خصوص ترامپ: طرح "اصلاح مالیات" اخیراً اعلام شده وی کمتر از یک صفحه طول دارد ، در واقع اطلاعات کمتری از آنچه در طول مبارزات انتخاباتی ارائه کرده است ، و جزئیات اساسی ندارد. برخی از این جزئیات سیاسی هستند: اگر این امر بدون آنکه توسط دموکراتها تکمیل شود به تصویب می رسد ، باید بی درآمد باشد - اما این طور نیست ، پس این برنامه چیست؟ آنها نمی توانند به ما بگویند. به نظر می رسد که با حذف بسیاری از کسرها ، این طرح می تواند باعث افزایش مالیات های طبقه متوسط ​​شود - اما وقتی دولت ترامپ می گوید "این چنین نمی شود" ، آنها نمی توانند به ما بگویید که چرا.

با این حال ، برخی از اینها موضوعات اساسی سیاست است که باعث می شود این طرح از تبدیل شدن به قانون حتی اگر به تصویب برسد ، جلوگیری کند. این پیشنهاد می کند که آمریکایی ها را برای اهداف مالیاتی به سه آستانه درآمد تقسیم کند - اما مشخص نمی کند که آنها چه هستند. بیان نمی کند که آیا اینها کاهش موقت مالیات است یا کاهش دائم مالیات - که این مهم نیست بلکه به این دلیل است که بر میزان افزایش کسری فدرال تأثیر می گذارد ، بلکه به این دلیل است که این نوع کارهایی است که در واقع قوانین باید بگویند. این پیشنهاد بسیاری از کسر مالیات را حذف می کند ، اما مشخص نمی کند که کدام ها. و با این حال ، برای تبدیل شدن به قانون ، IRS باید بداند که آیا 401 (k) شما هنوز از مالیات کسر می شود یا خیر.

تنها چیزهایی که با اطمینان می دانیم این است که برنامه مالیات ، هرچه جزئیات دیگری باشد ، برای دونالد ترامپ و شرکتش فوق العاده سودآور خواهد بود. رمز و راز پرسود است ، زیرا او اظهارنامه مالیاتی خود را منتشر نکرده است - اما نکته دقیقاً این است که این تنها جزئیاتی است که برای وی مهم است. تنها کسی که برای اطمینان از این مسئله زحمت کشید ، واضح است. تمام جزئیات دیگر برای او بی اهمیت است ، حتی اگر در واقع برای ایجاد قانون کار ضروری باشد.
و این نکته است ترامپ اهمیتی نمی دهد که دولت کار کند. او سیستمی را ترجیح می دهد که آنچه را که گفته است بر اساس هیچ معیار قانونی انجام دهد.
این نکته را به من یادآوری می کند که کنگره های جمهوریخواه می خواستند خود و کارمندان خود را از قانون مراقبت بهداشتی خود معاف کنند - و حتی اگر فشارهای عمومی آنها را مجبور به عقب نشینی از این امر کند ، این اثبات روشنی است که می دانند آنها قانونی را تصویب می کنند که قانونی نیست. برای افرادی که تأثیر می گذارد خوب است.

به نظر نمی رسد که نمایندگان مجلس جمهوریخواه از این امر معافیت بگیرند و بگویند "قانونی که ما آمریکایی های معمولی را وادار می کنیم از آن پیروی کنند ، بر ما تأثیر نمی گذارد" ، اما این همان جایی است که آنها در تلاشند تا ما را بگیرد: سیستمی که در آن قوانین نیز وجود دارد. شکسته شده است برای دفاع یا کمک به هر کسی به جز افرادی که آنها را در پرواز حکم می کنند. زبان قانونی از توییت های عصبانی قابل تشخیص نیست. این فقط کلمات هستند ، درست است؟

Trumpism به معنای نوشتن قوانین بد نیست بلکه به معنای شکست ایده "قانون" است. با این وجود ، دموکراسی به تفاوت یک قانون و صدای توئیت بستگی دارد.