جرم ، امنیت سایبری و تفاوت بین "پدر" و "پدر"

یکی از فیلم های مورد علاقه من Catch Me If You Can است ، به همین دلیل در مصاحبه یوتیوب متوجه تمرکز فیلم شدم: Frank Abagnale:

من تصور می کردم که در مورد زندگی جرم و زندگی او با فیلم متفاوت بوده است ، اما نمی توانستم اشتباه بیشتری داشته باشم. ارائه او زیبا و پر از فروتنی و صادقانه است ، با توصیه های کلاسیک امنیت سایبر در مورد نقاط مختلف. او شخصی بود که به وی سه عفو ریاست جمهوری پیشنهاد شد ، اما آنها را رد کرد ، زیرا او اظهار داشت که جنایات وی غیرقابل توصیف بوده است. او به دلیل جنایات خود در سه زندان وقت گذراند ، اما فرد بهتری پیدا کرد و در نهایت با FBI همکاری کرد.

بنابراین می خواهم در آن غرق شوم و چند نقل قول را انتخاب کنم ، اما لطفا کل ارائه را تماشا کنید.

بنابراین من بین والدینم به جایگاه ایستادم. کاملاً به یاد دارم که قاضی هرگز به من نگاه نکرد. او هرگز تصدیق نکرد. من آنجا ایستاده بودم او به راحتی مطالب خود را خواند و گفت پدر و مادرم طلاق می گیرند. و چون 16 سال داشتم ، باید به دادگاه بگویم با کدام پدر و مادر تصمیم گرفتم با او زندگی کنم. شروع کردم به گریه کردن. بنابراین برگشتم و از سالن بیرون فرار کردم. قاضی خواستار توقف 10 دقیقه ای شد. اما وقتی پدر و مادرم به خارج از خانه رفتند ، من از بین رفتم.

او هرگز به مدت یک دقیقه جرم خود را بهانه نمی کند ، اما نشان می دهد که یک لحظه از زندگی باعث ترک خوردگی وی شده است.

دوستان من در مدرسه می گفتند که یک بار در هفته ، وقتی لباس توده ای را می پوشیدیم ، بیشتر شبیه معلم می شدم. بنابراین تصمیم گرفتم در مورد سنم دروغ بگویم. در نیویورک ، ما در ساعت 16 مجوز رانندگی داشتیم. در آن زمان ، فقط یک کارت IBM در آن عکسی نداشت. بنابراین من یک رقم از تاریخ تولد خود را تغییر دادم. من واقعاً در آوریل سال 1948 متولد شدم. اما چهار نفر را رها کردم و آن را به سه نفره تبدیل کردم. و همین باعث شد من 26 سال سن داشته باشم.

این تغییر سن به او امکان داد تا ساعت ساعتی بالاتر به او پرداخت شود و کار بیشتری انجام دهد. این راهی بود که وی به خودش رسیدگی کرد و اعتماد به نفس خود را نشان داد که به او اجازه می داد تا موانع ابتدای کلاهبرداری های خود را تحت فشار قرار دهد:

شما با شخصی در پشت میز صحبت می کنید ، و آنها چک شما را تأیید می کنند. اوه ، خوب ، بررسی های من خوب است اما اگر من آنجا راه می رفتم ، آنها به چک من لمس نمی کردند. شما آنجا می روید ، آنها چشم نمی بندند. هرچه بود ، انجام آن بسیار آسان بود. بنابراین ، به همین دلیل ، وقتی پول تمام شد ، من این چک ها را نوشتم. البته چک ها شروع به گزاف گویی کردند. پلیس شروع به جستجوی من به عنوان یک فراری کرد. بنابراین فکر کردم شاید زمان مناسبی برای شروع فکر کردن در مورد ترک شهر نیویورک باشد.

و به همین ترتیب در سفر او به نیویورک تصمیم گرفت که خلبان شود:

من می توانم به عنوان خلبان بازی کنم. من می توانستم به سراسر جهان به صورت رایگان سفر کنم. من احتمالاً می توانم تقریباً در مورد هر کسی در هر مکانی باشم که بتوانم چک را برای من واریز کند. بنابراین کمی بالاتر از خیابان 42 به خیابان رفتم و پارک به سمت کراس اوور رفتم. من یک هلیکوپتر عظیم شنیدم. بنابراین من نگاه کردم ، و نیویورک ایرویز در پشت بام ساختمان Pan Am در حال فرود آمدن بود. Pan Am ، شرکت هواپیمایی پرچم این کشور ، هواپیمایی که در سراسر جهان پرواز می کند - فکر کردم ، چه هواپیمایی عالی برای استفاده است.

بنابراین او هواپیمایی را صدا کرد و به آنها گفت که لباس شخصی خود را از دست داده است و بنابراین هواپیمایی به او گفت که خود را به یک فروشگاه مجاور نزدیک کنید:

او برگشت و گفت ، سرپرست من می گوید شما نیاز دارید که به یکنواخت یکنواخت یکنواخت در خیابان پنجم بروید. آنها تهیه کننده ما هستند با آنها تماس خواهم گرفت و به آنها اطلاع خواهم داد که در راه هستید. خوب ، این دقیقاً همان چیزی است که من می خواستم بدانم. بنابراین به شرکت یکنواخت خوش ساخت رفتم.

و از آنجا ما همه راجع به آداب و معیارهای صنعت هواپیمایی یاد گرفتیم و به صورت رایگان در صندلی سطل حرکت کردیم. یک دم بزرگ مهندسی اجتماعی.

همه دارای کارت شناسایی هواپیمایی بودند ، کارت پلاستیکی چند لایه مانند مجوز راننده امروز. با این حال بدون داشتن کارت شناسایی ، لباس بی ارزش بود. من برگشتم به منهتن که بسیار دلسرد فکر کردم کجا می توانم با یک شناسنامه شرکت Pan American Airlines شرکت کنم؟ سه یا چهار صفحه از شرکتهایی بودند که نشان های کنوانسیون ، نشان های فلزی ، نشان های پلاستیکی ، نشان های پلیس ، نشان های آتش را تهیه می کردند. شروع به تماس با اطراف کرد. سرانجام ، یک شرکت گفت ، گوش دهید ، بیشتر این شناسنامه های هواپیمایی ساخته شده توسط Polaroid ، شرکت 3M. شما باید یکی از آنها را صدا کنید. سرانجام کمپانی 3M را در منهتن تلفنی دریافت کرد.

و به همین ترتیب راه خود را به سمت تولیدکننده کارت شناسایی برد و به یک کارت Pan Am اشاره کرد و گفت که دوست دارد دسته ای از آنها را بخرد و آنها حتی از او نمونه عکس گرفتند:

عکس من را گرفت ، و کارت درست کرد. داشتم از آسانسور که کارت را مطالعه می کردم پایین می رفتم. دارای یک مرز آبی در بالای قسمت بود ، حدود نیم اینچ در رنگ آبی Pan Am ، اما یک چیز تنها بر روی کارت نیست گفت Pan-Am– بدون آرم ، بدون نشان ، هیچ نام شرکت. این کارت پلاستیکی مانند کارت اعتباری بود. بنابراین نمی توانید روی آن تایپ کنید ، نمی توانید روی آن بنویسید ، نمی توانید روی آن چاپ کنید.

همانطور که باید بدانید که آیا فیلم را تماشا کرده اید ، او یک هواپیمای اسباب بازی پیدا کرده است و از ورود به سیستم بخارپز می کند ، و آن را روی کارت اعمال می کند ، و این بازی نقاشی او را کامل کرد. تا دو سال دیگر ، وی سرانجام سوار بر 260 پرواز به 26 کشور جهان شد و برای هر یک در صندلی سطل قرار داشت. در تمام مدت ، او هیچ وقت در واقع با Pan Am پرواز نکرد و فکر می کرد توجه می کند.

وی سپس سوءاستفاده های خود را ادامه داد و به عنوان پزشک و به عنوان یک حرفه ای قانونی مشغول به کار شد ، اما در فرانسه گرفتار شد ، جایی که زمان خود را در شرایط وحشتناکی قطع کرد. پس از آن او به سوئد ، جایی كه او را در آنجا گذراند ، و سپس به آمریكا رفت و در آنجا مجدداً وقت گذراند.

می توانید فیلم را تماشا کنید ، و اطلاعات بیشتری کسب کنید. اما این بخش بعدی صحبت های او بود که واقعاً فرانک را به عنوان یک فرد فروتن نشان داد. او در مورد بچه های خود ، و از عشق واقعی پایه و اساس زندگی خود قرار گرفت: همسرش. و سپس ، او احساس درونی خود را در مورد تفاوت "پدر" و "پدر" نشان می دهد:

که من ... من یکی از آن معدود بچه هایی بودم که با پدر و مادر به دنیا آمدند. اکنون ، جهان پر از پدران است. اما تعداد بسیار کمی از مردها وجود دارد که شایسته این هستند که فرزندشان بابا خوانده شوند. من یک پدر بابا بیشتر از فرزندان خود عاشق فرزندان خود بودند.

چند اشک برای آن یکی؟ من به عنوان یک پدربزرگ ، من برای این کار اشک ریختم ، و چیزهایی که او گفت پس از این. و:

و برای آن مردهای حاضر در مخاطب ، چه جوان و چه پیر ، به شما یادآوری می کنم که واقعاً مرد بودن چیست. این هیچ ارتباطی با پول ، دستاوردها ، مهارت ها ، موفقیت ها ، مدرک ها ، حرفه ها ، موقعیت ها ندارد. یک مرد واقعی همسر خود را دوست دارد. یک مرد واقعی به همسر خود وفادار است. و مردان واقعی ، در کنار خدا و کشورش ، همسر و فرزندانش را به عنوان مهمترین چیز در زندگی خود قرار دادند.

برای او ، اگرچه این فیلم دنیای او را تحت الشعاع قرار داد ، اما در اعماق علت علت اصلی وجود داشت:

و مانند همه فرزندان به مادرشان احتیاج دارند و به پدرشان احتیاج دارند. همه بچه ها به مادر و پدرشان احتیاج دارند. همه فرزندان حق مادر و پدر خود را دارند.
برای من ، یک غریبه کامل ، یک قاضی ، به من گفت که باید یکی از والدین را بر دیگری انتخاب کنم. این انتخابی بود که پسری 16 ساله نتوانست آن را انجام دهد. بنابراین دویدم. چگونه می توانم به شما بگویم زندگی من پر زرق و برق بود؟ تا 19 سالگی خودم را گریه کردم که بخوابم. من هر روز تولد ، کریسمس ، روز مادر ، روز پدر را در یک اتاق هتل در جایی از جهان که مردم به زبان من صحبت نمی کردند گذراندم.

از او سؤال می شود ، آیا اوضاع در دوران مدرن دشوارتر شده است:

در واقع ، متأسفم که می گویم ، اما 4000 بار امروز ساده تر از زمانی که من این کار را کردم. فن آوری باعث جرم می شود. همیشه ، و همیشه هم خواهد داشت. و همیشه افرادی وجود خواهند داشت که مایل به استفاده از فناوری به روشی خودباور هستند.

و با مهندسی اجتماعی این روزها می توانید چیزهای زیادی را کشف کنید:

"بله قربان. ما با بانک آمریکا بانک می کنیم. شماره حساب ما 176853 است. "آنها درست از طریق تلفن به شما می گویند. می توانید با هر شرکتی تماس بگیرید و فقط به آنها بگویید که قصد دارید به آنها پول بدهید. آنها می خواهند به شما بگویند که در کجا بانک می کنند ، در کدام خیابان ، شماره حسابشان - آنچه را که شما در چک می خواهید. بنابراین آرم بانک را ضبط کردم ، آن را چک کردم. خط MICR را در پایین قرار داده ام. و من آویزان هستم و می خوانم "شرکت Intuit ، می توانم به شما کمک کنم؟"

و برای نقض داده ها ، او در سمت انسان قرار دارد:

هکرها نقض نمی کنند. مردم انجام میدهند. و هر تخلفی به آن می رسد. بنابراین در مورد Equifax ، آنها زیرساخت های خود را به روز نمی کنند. این تکه ها را که باید در محل خود قرار دهند ، برطرف نکرد. آنها نسبت به آنچه انجام می دادند بسیار سهل انگار بودند. بنابراین هکر منتظر باز شدن درب بود. بنابراین وقتی با هکر مصاحبه می کنید ، هکر به شما می گوید ، نگاه کنید ، من نمی توانم وارد Chase Bank شوم. واقعیت این است که آنها تقریباً نیم میلیارد دلار در سال برای فناوری هزینه می کنند. آنها هر 12 ماه یک بار نیم میلیارد دلار سود خود را صرف قرار دادن فناوری و نرم افزار در بانک خود می کنند تا من را از این امر دور نگه دارند.
با این حال ، آنها 200000 نفر در سراسر جهان استخدام می کنند. تمام کاری که من باید انجام دهم این است که منتظر بمانم تا یکی از آن افراد کاری را انجام دهد که قرار نیست انجام دهد یا نتوانسته کاری را که باید انجام دهد انجام دهد. و این در را برای ورود به من باز خواهد کرد. وقتی شماره کارتهای اعتباری مانند Home Depot ، Target ، TJ Maxx را می دزدید ، این کارت های اعتباری و اطلاعات کارت های بدهی را دزدی می کند ، این ماندگاری بسیار کمی دارد. بنابراین شما باید خیلی سریع از شر آن خلاص شوید.

و سپس مستقیم به سرقت هویت می رود:

اما اگر نام شما ، شماره تأمین اجتماعی و تاریخ تولد شما را دزدی کنم ، شما نمی توانید نام خود را تغییر دهید. شما نمی توانید شماره تأمین اجتماعی خود را تغییر دهید. نمی توانید تاریخ تولد خود را تغییر دهید. بنابراین آن افراد دو تا سه سال این داده ها را ذخیره می کنند. بنابراین ما حداقل تا دو سال حتی نمی خواهیم آن سطح را ببینیم ، قبل از شروع برخی از سطح آن ، داده هایی که به سرقت رفته است.

و او آن را با طریقی شروع می كند كه نقض داده ها از كوچك شروع می شود و موشك نیز بالا می رود:

هر چه تعداد آنها شروع شود - فکر می کنم 143 میلیون نفر بود ، سپس به 146 میلیون نفر رسید. این یک میلیون گواهینامه رانندگی بود ، اکنون 106 میلیون گواهینامه رانندگی است ... همه تخلفات قبل از اینکه شماره واقعی واقعی را به شما اطلاع دهند شروع می شوند. بنابراین احتمالاً حدود 240 میلیون قطعه اطلاعات به سرقت رفته است.

و سپس او با گفتن اینکه سعی کردند از نقض داده ها به دست بیاورند ، به شرکت هایی مانند Equifax ضربه سخت می زند:

و اگر واقعاً Equifax را تجزیه و تحلیل می کنید ، در انجام کار بسیار غیر اخلاقی بودند. آنها با خود فکر کردند- قبل از هر چیز ، آنها یک سهام سهام را به فروش می رساندند و می دانستند که قرار است بیرون بیاید. این بدتر بود
اما بعد در آنجا نشستند و گفتند ، چگونه ما از این سود می گیریم؟ این اشتباه ما بود ، اما چگونه می توانیم این مسئله را به سود تبدیل کنیم؟ بنابراین آنها در آنجا نشستند و گفتند ، کاری که ما انجام خواهیم داد اینست که ما به یک میلیون و میلیون ها نفر خدمات نظارت بر اعتبار یک ساله را به صورت رایگان ارائه خواهیم داد. آنها ثبت نام خواهند کرد و از یک سال دیگر ، ما به سادگی می گویم که داده ها هنوز به حقیقت نرسیده اند. شما باید بطور خودکار وارد برنامه ما شوید که ماهانه 20 دلار است. بنابراین آنها می توانند با ثبت نام خودکار در برنامه خود ، میلیون ها و میلیون ها دلار بدست آورند.

تکان دهنده!

و این رمزهای عبور است که فرانک احساس می کند بسیاری از مشکلات ایجاد شده است:

من فقط اظهار نظر نهایی را برای شما انجام می دهم که اکنون باید با سایبر سر و کار داشته باشید. دوست دارم در آینده در مورد جنایات بنویسم. بنابراین من همیشه به کلاس خود می نوشتم که از این پس چهل سال تحقیق خواهیم کرد. یک مامور از پنج سال تاکنون چه کاری انجام خواهد داد؟ و متأسفانه ، خبرهای خوب و خبرهای بد وجود دارد. اول از همه ، خبر خوب ، ما با گذرواژه‌ها در 24 ماه آینده از بین خواهیم رفت. گذرواژه‌ها دنیا را رها خواهند کرد. هیچ رمزعبور دیگری وجود نخواهد داشت. یک فناوری جدید به نام Trusona وجود دارد. این T-R-U-S-O-N-A است. مخفف شخصیت واقعی است.
گذرواژه‌ها راکد هستند. آنها باید مدتها پیش رفته بودند. به همین دلیل است که ما اکثر مشکلات امروز را داریم.

و در نهایت …

همه تلاش من برای گفتن به شرکت فناوری ، بله ، این عالی است. حال می توانید کمی وقت بگذارید تا فقط بگوییم ، کسی چگونه می تواند از این فناوری به شیوه ای منفی و منعکس کننده استفاده کند ، بنابراین ما قبل از اینکه اصلاً آن را در اختیار عموم قرار دهیم تا از آن استفاده کنیم ، از این فناوری استفاده می کنیم؟ ما بسیاری از مشکلات را نجات می دهیم.

من دوست داشتنی صحبت می کنم

در اسکاتلند ، طی سالهای متمادی شانس داشته ام که بتوانم در کنار افرادی که اشتیاق قلبی برای کار خود دارند ، از جمله افرادی مانند امانون کین کار کنم ، و کسانی که خیلی چیزها را پشتیبانی کرده اند - استارتاپ ها ، آموزش های ما ، تحقیقات ما - به تمام دلایل مناسب من همچنین افرادی مانند جان هووی ، فدریکو چاروسکی ، هری مک لارن ، ریحان مانوس را دیده ام (که اکنون برای آکادمی سایبر ما کار می کند) و جیمی گریوز گفتگوهای زیبایی را انجام می دهند - بعضی اوقات بدون اسلاید پاورپوینت - و جایی که آنها آن را از قلبشان می گویند. آنچه که در بین این افراد مشترک است این است که با افتادن کلاه ، آنها می خواهند در مورد شغلی و انگیزه خود با دانشجویان صحبت کنند - درباره آنچه را که دوست دارند و چه چیزی ندارند - بدون هیچ فایده ای برای آنها. معدود دانش آموز می توانند مذاکرات خود را ترک کنند ، بدون اینکه کاملاً از آنها الهام بگیرند.

بیش از حد بسیاری در صنعت ما ارائه می دهند که فقط مردم را می ترساند بدون درک واقعی از مشکلات واقعی که در زیر آن وجود دارد و همچنین فاقد یک عنصر انسانی است. بیش از حد بسیاری از ارائه های فنی ما فقط روی فن آوری تمرکز می کنند ، اما فرانک از قلب صحبت می کند ، و نشان می دهد که او یک انسان دلسوز و دلسوز است و چه کسی مرتکب اشتباه شده است ، اما چه کسی قصد دارد تمام تلاش خود را برای این دنیا انجام دهد.

این یک صنعت مردم است و نه شرکت ها. این افراد هستند که کارهایی را انجام می دهند ، همه چیز را تغییر می دهند. این افراد واقعاً اهمیت می دهند.

بنابراین ، اگر مرد هستید ، "پدر" هستید یا "پدر"؟