انتظارات کودکی در مقابل واقعیتهای بزرگسالی pt. 1

آنچه مطالعه طولی دبیرستان در مورد هزاره های آمریکایی به ما می گوید

تصویر از Pixabay

مرکز ملی آماری آموزشی به تازگی موج چهارم داده ها را از مطالعه طولی دبیرستان (HSLS: 09) منتشر کرده است. از سال 2009 ، که از سال 2009 آغاز شده است ، تقریباً 25،000 دانش آموز آمریکایی را ردیابی می کند ، (از جدیدترین داده های منتشر شده). این شامل هزاران سؤال در مورد نمرات دبیرستان ، کلاس هایی که آنها گرفته اند ، و انتظارات شغلی و همچنین اطلاعات معلمان ، والدین و سرپرست مدرسه است. نظرسنجی های پس از فارغ التحصیلی ، ثبت نام از شغل و تحصیلات دانشگاهی ، وضعیت تأهل و سایر مواردی که در بزرگسالان وجود دارد را شامل می شود.

موج 1: سال پایه (سال 2009)

اختلافات در کلاس نهم شروع می شود. به عنوان مثال ، 87٪ دانش آموزان مورد بررسی پس از دبیرستان می توانند آموزش بیشتری کسب کنند و تنها 4/0٪ پیش بینی می کنند که ترک تحصیل کنند. اما در بین دانش آموزان در پایین ترین حد پنج گانه SES (که بر اساس درآمد و موقعیت خانوادگی محاسبه می شود) ، 1.1٪ درصد از ترک تحصیل پیش بینی می کردند ، همانطور که 1.1٪ بچه ها دارای برنامه آموزش فردی بودند (IEP ؛ که در غیر این صورت به عنوان کسانی که در آموزش ویژه شناخته می شوند). من هنوز در تقاطع شماره ها را اجرا نکرده ام ، اما این دو آمار به تنهایی مبهوت هستند. بچه ها و بچه های فقیر با نیازهای ویژه به سختی دبیرستان را شروع کرده اند و احتمالاً آنها دو برابر احتمال ترک تحصیل را دارند.

مسئله دیگر SES: 75٪ از دانشجویان بالاترین پنج برابر و 65٪ در بالاترین حد پنجم انتظار دارند که حداقل یک مدرک لیسانس کسب کنند ، در حالی که تنها 40٪ در کمترین quintile دارای مدرک لیسانس هستند. 9٪ از این كودكان انتظار داشتند بعد از یك همكاری متوقف شوند ، در مقایسه با 2.2٪ و 4.8٪ به ترتیب.

اما خبرهای خوبی در آنجا نیز وجود دارد. بعد از بالاترین دانشجویان SES ، دانشجویان و زنان سیاه پوست بیشترین انتظار را برای گرفتن مدرک دکتری ، MD ، حقوق و یا سایر مدرک حرفه ای ، در 25٪ از دانشجویان سیاه پوست و 24٪ از زنان (و 30٪ بالاترین دانشجویان SES) داشتند. ) باز هم ، من شماره ها را در تقاطع اجرا نکرده ام.

یک مورد از این داده ها این است که در سال اول ، دانش آموزان در مورد مدارس تجاری سؤال نمی کردند. ما می دانیم که کالج برای همه مناسب نیست ، و من فکر نمی کنم که ما باید همه را به سمت مسیر شغلی متناسب با آن سوق دهیم ، به خصوص با افزایش هزینه های کالج دانشگاه به طور مداوم. اما به طور کلی ، من می گویم این نشانه خوبی است که بسیاری از سال اول انتظارات بالایی از خود دارند.

موج 2: سال خرداد (2011)

در سال های بالاتر ، دانش آموزان بیشتری قادر به تعریف برنامه های دبیرستان خود هستند (10.2٪ آنها غیرمستقیم ، در مقایسه با 21.6٪ از اولاد). 91 درصد فریبنده انتظار دارند که پس از فارغ التحصیلی آموزش بیشتری کسب کنند - شاید افزایش یابد زیرا این بار ، آموزش شغلی به عنوان گزینه انتخاب شده است؟

در این مرحله ، تعداد دانش آموزانی که انتظار داشتند میزان ترک تحصیل کنند ، اندکی افزایش یافت ، از 4٪ به 6/6٪. این برای پایین ترین دانشجویان SES یکسان باقی مانده است ، اما برای کسانی که دارای IEP هستند تقریبا از 1.1٪ به 2.0٪ دو برابر شده است.

با توجه به SES ، 84٪ از دانش آموزان بالاترین پنج برابر و 70٪ در بالاترین حد پنجم انتظار دارند که حداقل مدرک لیسانس کسب کنند ، در حالی که 45٪ در کمترین quintile 45٪ دارند. هنوز اختلاف عمده ای در آنجا وجود دارد. 8٪ از كمترین دانش آموزان كودتین پیش بینی كرده بودند كه تحصیلات خود را با آموزش شغلی به اتمام برسانند ، در مقایسه با 1.8٪ و 3.9٪ در بالاترین و بالاترین رتبه دوم.

اختلاف دیگر بزرگ وقتی به دنبال انتظارات برای دستیابی به مدرک دکتری ، دکترا ، مدرک حقوق یا سایر مدرک حرفه ای می افتیم. در سالهای جوانی ، تعداد دانشجویان سیاه پوست که انتظار دستیابی به این امر را داشتند 40٪ کاهش یافته است ، در مقایسه با کاهش 1/3 در بین دانشجویان دختر و کاهش 1/4 در بین کسانی که بالاترین SES را دارند (در کل ، 32٪ بود. در بین دانش آموزان کاهش می یابد)

نتیجه

خب همه اینها یعنی چی؟ آیا دانش آموزان با توجه به توانایی ها و علایق خود ، هدف غیر واقع گرایانه ای دارند که خیلی زیاد باشند؟ من مطمئناً به عنوان معلم وارد آن کار شدم. من تعدادی از دانش آموزان داشتم که از ریاضی ، علوم و خواندن متنفر بودند یا با آنها تلاش می کردند و هنوز می خواستند پزشک شوند. من متنفرم که حباب های آنها را ترک کنم ، اما گاهی اوقات بهترین کار این است که آنها را به سمت یک حرفه مرتبط هدایت کنیم ، مثل اینکه به جای دامپزشکی تبدیل به یک فناوری دامپزشکی شوید.

یا این است که بچه ها هدف زیادی دارند ، اما آنها توسط معلمان ، همسالان ، والدین و رسانه ها دلسرد می شوند و فکر می کنند که نمی توانند به اهداف خود برسند؟ آیا به آنها گفته می شود که افراد موجود در [درج گروه جمعیتی] نمی توانند کاری را که می خواهند انجام دهند؟ آیا برای ادامه تحصیل در یک مدرک ، به ویژه مدرک پیشرفته ، از نظر مالی از دسترس آنها خارج است؟

بر اساس تجربیات خودم ، و همچنین تحقیق در مورد مسابقات دانشگاه و اختلافات در پیشرفت دبیرستان ، می گویم این ترکیبی از همه آن است. مربیان ، والدین و رسانه ها باید دانش آموزان را ترغیب کنند ، در حالی که هنوز آنها را در واقعیت تحریک می کنند. به عنوان مثال ، اگر شما در حال حاضر یک تیم ورزشی سازمان یافته بازی نمی کنید (یا برنامه ای فوری برای پیوستن به آن ندارید) ، شانس بسیار خوب است شما نمی خواهید یک ورزشکار حرفه ای باشید.

صرف نظر از دلیل ، این داده ها نشان می دهد که بالاترین دانشجویان SES ما در مسیر ادامه حضور در آن گروه هستند. فارغ التحصیلان دانشکده ، به ویژه کسانی که دارای مدرک تحصیلی پیشرفته هستند ، تمایل به کسب درآمد بیشتر از فارغ التحصیلان دارند. اگر می خواهیم شکاف ثروت در آمریکا را کاهش دهیم ، باید بر حمایت از انتظارات دانشجویان پس از فارغ التحصیلی دانش آموزان خود متمرکز شویم ، که شامل شناسایی موانعی است که آنها را عقب می اندازد.

در مرحله بعد: با استفاده از امواج 3 و 4 برای یادگیری افرادی که انتظارات تحصیلی آنها را برآورده کرده اند.

امیلی یک مددکار اجتماعی است که تجربه گذشته شامل تدریس دبیرستان ، اداره عدالت کیفری ، توسعه اقتصادی و مراقبت از مسکن را به عهده دارد ، اما اشتیاق او آموزش متوسطه است ، خصوصاً در مورد جمعیت محروم ، بچه های "بد" و تقاطع. در اوقات فراغت ، دوست دارد به ایالات متحده و جهان سفر کند تا در مورد پاسخ های غیر انتفاعی و دولتی به نابرابری اجتماعی و آموزشی ، دست اول را بیاموزد.