شور و اشتیاق خود را بررسی کنید - تفاوت بین خوب و بزرگ

من بیش از یک سال و نیم است که در ونکوور زندگی می کنم و اولین چیزی که من متوجه شدم افراد "آرام" تر چقدر به نظر می رسند. حتی در نقش فعلی من ، یک مدیر ارشد دفتر ما در منطقه خلیج حتی اظهار داشت "تو خیلی دره سیلیکون هستی!" زندگی چالش های جالبی را برایم به وجود آورده است ، خواه متولد شدن در یک اردوگاه پناهندگان برای فرار از خانه ای بدجنس ، اشتیاق من است که به من کمک کرده تا روز را تصرف کنم! بنابراین طبیعی است که وقتی به محیطی می آیید که طرز فکر دیگری را ایجاد می کند تا یک قدم عقب و تأمل برداشته شود. برای عادلانه بودن ، موارد دیگری نیز وجود دارد که این تمرین را در بازتاب خود ترغیب کرده است:

  1. پدر شدن

برخی از سؤالاتی که به طور طبیعی بوجود می آیند عبارتند از:

  • "چگونه می توانم فرزندم را بزرگ کنم؟
  • "چه نوع الگویی می خواهم باشم؟"

این یک وبلاگ در زمینه حرفه است ، بنابراین من از حفاری های عمیق تر خودداری می کنم ، اما مربوط به قطار فکر من در زیر است

2. گوش دادن به مربیان من

چرا من عاشق قهوه با مربیانم و دیگر افراد پرشور محصول هستم زیرا آنها مرا مجبور می کنند به فکر کردن برسم و آن شور و اشتیاقی که از آنها ناشی می شود مرا به یاد شور و شوق و علاقه من به کارگاه محصول می اندازد. همچنین طراوت آور است بدانید که در این شهر "آرام" ، افراد متفکر وجود دارند!

هدف این مقاله این نیست که شما را متقاعد کند که اشتیاق به کار شما مهم است (مقالات بیشماری برای نقد و بررسی کسب و کار دانشگاه هاروارد وجود دارد که می توانند این کار را انجام دهند) ، اما درگیر شدن با مربیان من باعث شد که فکر کنم همیشه فرصتی برای تنظیم دقیق اشتیاق شما وجود دارد. برای کمک به حرکت حرفه ای خود به سطح بعدی. سؤالهای زیر که درگیر این تعامل بوده اند عبارتند از:

  • آیا احساس می کنید دیگران به اندازه شما پرشور نیستند؟
  • چه چیزی شما را هر روز صبح بلند می کند؟
  • چرا علاقه مند به محصول هستید؟

من یک الگوی را متوجه شده ام. و من معتقدم که فرضیه زیر ارزش فکر کردن و آزمایش کردن برای دیدن اینکه آیا آنها می توانند به حرفه شما کمک کنند:

وسواس در مقابل احساسات ذاتی

چیزی که اغلب مورد بحث قرار نمی گیرد این است که اشکال مختلف شور وجود دارد. با خواندن الگوی دوگانگی شور ، رابرت جی والراند ، به این عقیده اعتقاد دارم که دو شکل شور وجود دارد. من برای اولین بار در مورد نوع اشتیاق که ادعا می کنم به شما کمک می کنم عالی باشم بحث خواهم کرد: ذاتی ("هماهنگ" برای استفاده از اصطلاحات Dr.Vallerand).

ایده این است که آنچه شما روی آن کار می کنید شکلی از سطح بالاتری را برای شما به ارمغان می آورد. احساس می کنید تعادل دارید (یا نقل قول جف بزوس "هماهنگی زندگی") و اینکه می توانید از آن جدا شوید. به تازگی پدر شدن ، این یک مبارزه بوده است ، اما من می فهمم که من بسیار بهتر از این است که از کارم جدا شوم و روی توسعه سباستین کوچک تمرکز می کنم. فقط دیدن آن رقص خندان و شاد وقتی من او را از مراقبت روزانه انتخاب می کنم بسیار باورنکردنی است!

شکل دیگر شور وسواس انگیز است: احساس می کنید می خواهید در تمام بخش های روز در کار خود شرکت کنید. شما شروع به فدا کردن زندگی غیر کاری خود برای کار همیشه می کنید. تمام آنچه شما در مورد آن فکر می کنید کار است و ارزش آن را می دهید که در مقابل آنچه انجام می دهید انجام دهید.

هنگامی که تمام وقت به عنوان PO کار می کردم و به طور تمام وقت ریاضیات / CS را در واترلو مطالعه می کردم ، دچار فرسودگی شغلی شدم ، کاملاً واضح می توانم یادآوری کنم که آنچه من انگیزه گرفته ام یک شکل وسواس انگیز شور بود. این همان چیزی است که به من کمک کرده است لحظه سخت زندگی ام را پشت سر بگذارم. چالش همیشه این بوده است که متناسب با متن و مقیاس متفاوتی که با نشان دادن نظم و انضباط وجود دارد ، تنظیم شود.

تمرکز بر جنبه های ذاتی مدیریت محصول به من کمک شگرفی کرده است. "هماهنگی" کار / زندگی بهتر به من اجازه داده است که بهزیستی جسمی خود را بهبود بخشم ، و به طور مستقیم نحوه نزدیک شدن به روابط هم در محل کار و هم در خارج از آن را بهبود می بخشم. علاوه بر این ، این به من كمك كرده است كه شرایط را بهتر كنم تا جایی كه بعضی از افراد ممكن است تحت تأثیر شور و اشتیاق خودم "دفاعی / مضطرب" شوم و از من بخواهند كه "سرمازدگی كنم". برای من ، این جنبه ایجاد روابط مهمترین است. روابط کاری قوی تر می تواند به شما کمک کند تا موثرتر عمل کنید و شما را به یک نخست وزیر عالی تبدیل کنید!

از جریان سفر مشتری استفاده کنید

نمی دانید اشتیاق شما چیست؟ آیا اشتیاق شما وسواس است؟ ذاتی؟ من nerd محصول هستم بنابراین من همیشه روشهای مدیریت محصول را برای کشف و حل مشکلات در زندگی خارج از کار پیشنهاد می کنم و برای این سؤالات توصیه می کنم از جریان سفر مشتری استفاده کنید. در اینجا نحوه عملکرد آن آورده شده است:

یک روز کاری معمولی را برای مراحل خود در نقشه مشخص کنید. شروع به ارزیابی اینکه در هر مرحله چه احساسی "مثبت" دارید و شروع به دیدن دو چیز خواهید کرد:

  1. چه چیزی بیشتر شما را هیجان زده می کند

اگر متوجه شده اید که از پاسخ دادن به مشتریان لذت بیشتری می برید ، علاوه بر صحبت با مهندسین / طراحان ، لذت شما از تعامل با دیگران ناشی می شود.

در عین حال ، اگر توجه داشته باشید که بسیار خوشحال تر هستید و سعی می کنید بفهمید که چگونه اولویت بندی مجموعه داستان ها یا فکر کردن در مورد خیس تر کردن شماست ، باید از یک iFrame استفاده کنید (این یکی برای شما است که طراح آن است.)) ممکن است شما در حل مشکلات چالش برانگیز شور و اشتیاق داشته باشید.

نکته مهم در اینجا این است که با تمرکز روی احساسات ذاتی ، به شما این امکان را می دهد تا روی چیزهایی که کنترل آنها را کنترل می کنید ، متمرکز شوید.

2. بزرگترین ترک اعصاب

شروع به این سؤال کنید که چرا این یک بازپخش است؟ آیا این مشکلی است که می توانید آن را حل کنید؟ آیا در مقابل نقش های قبلی خود متوجه این فراز و نشیب هستید؟ تأثیر آن بر قله های شما چقدر است؟ با کنترل آن اقدامات منفی ، به تأکید بر بخش هایی که شما را هیجان زده می کنند کمک می کند. از طرف دیگر ، آیا اقدامات مثبت در واقع باعث افت شدید سایر قسمتهای کار شما می شود؟ این می تواند نشانه ای باشد که بسیار وسواسی است.