در مقابل سرمایه کارآمد عدالت کارآمد

VC (که روی شرکتهای نرم افزاری متمرکز است) اغلب دوست دارند شرکتهایی که از آنها استفاده می کنند را "سرمایه کارآمد" توصیف کنند.

اما من فکر می کنم آنها باید به جای آن از یک اصطلاح جدید استفاده کنند:

"سهام عدالت". که در زیر توضیح خواهم داد.

اول - چرا داشتن کارآیی سرمایه مهم است؟ (اگر شما یک VC هستید ، احساس راحتی کنید که لاغر شوید ، این بخش را می شناسید).

دلیل اینکه یک تجارت "با کارآیی سرمایه" بسیار مهم است ، به این دلیل است که اگر در یک تجارت با سرمایه سرمایه گذاری کنید ، ممکن است چندین چیز اتفاق بیفتد:

(1) این شرکت می تواند سرمایه بیشتری برای رسیدن به نقطه تورم بعدی خود از صندوق شما برای سرمایه گذاری نیاز داشته باشد

(2) شما باید سرمایه گذاری بزرگی انجام دهید تا بدانید که آیا حتی چیزی از این کار خارج خواهد شد (مربوط به موارد فوق)

(3) اما مهمتر از همه - به احتمال زیاد در دورهای آینده رقیق خواهید شد ، تا جایی که حتی اگر سرمایه گذار اولیه باشید ، این شرکت به سرمایه ای احتیاج دارد که شما نتوانید نتیجه خوبی را در سرمایه گذاری خود ببینید.

برخی از نمونه های بارز شرکت های با سرمایه بالا عبارتند از:

  • شرکت های بیمه - که برای اهداف نظارتی نیاز به ذخایر سرمایه قابل توجهی دارند
  • شرکت های فناوری اطلاعاتی که برای ساخت فناوری به سرمایه زیادی احتیاج دارند
  • شرکت های داروسازی که ممکن است قبل از تأیید داروهای آنها توسط تنظیم کننده ها به سرمایه و باند زیادی احتیاج داشته باشند

اما برخی نمونه های بارز آن شرکت هایی هستند که:

  • برای رشد نیاز به دلار زیادی در بازاریابی دارید ، زیرا بر خلاف رشد ارگانیک / رشد ارجاع ، صرف هزینه تبلیغات می شوند
  • شرکت های SaaS با مدت طولانی بازپرداخت (که نیاز به سرمایه گذاری در فروش دارند ، و در آنجا 12 ماه زمان می برد که بازپرداخت پول شما را دریافت کرده اند). داشتن نسبت LTV: CAC 5: 1 تنها درصورتی مناسب است که پول کافی را برای سرمایه گذاری مجدد دریافت کنید ، و برای ادامه رشد ، لازم نیست سرمایه عدالت رقیق را افزایش دهید.

اما - من فکر می کنم ما وارد زمان جدیدی می شویم ، جایی که "داشتن سهام عدالت" می تواند تقریباً به اندازه "کارآمد سرمایه" باشد.

یک شرکت سرمایه دار با بهره وری ، شغلی است که برای سرمایه گذاری سریع آن به سرمایه عددی زیادی اعتماد ندارد.

ممکن است سرمایه زیادی احتیاج داشته باشد اما لزوماً سرمایه عدالت نیست.

مثال:

  • Clearbanc اجازه می دهد تا مشاغل مصرف کننده وام را برای تأمین اعتبار هزینه تبلیغات خود در نظر بگیرند. این بدان معناست که سرمایه گذاران سهام آنها ممکن است 1.00 دلار برای هر 3.00 دلار سرمایه گذاری Clearbanc در یک تجارت. بنابراین ، در حالی که شرکت ممکن است پول زیادی نیاز داشته باشد ، سرمایه گذاران آن نباید رقیق زیادی متحمل شوند.
  • سرمایه سبکتر و SaaS Capital شروع به سرمایه گذاری در برابر درآمد مکرر SaaS می کنند. شرط می بندم که این روند بیشتر و بیشتر اتفاق می افتد. به این ترتیب که دوره بازپرداخت برای VC کمتر از گذشته می شود ، زیرا با وجود این که این شرکت ها ممکن است به رشد زیادی نیاز داشته باشند ، به شکلی از حقوق صاحبان سهام نخواهد بود
  • منظور از ICO است که پروژه های عمرانی و گران قیمت قبلاً گران قیمت و پروژه های ارتباطی از ترازنامه از طریق بنیادها و فروش نشانه ها تأمین می شوند.

مثال سوم بدیهی است که بیشترین تأیید را ندارد ، اما نکته این است: هرچه شرکتها مدت بیشتری خصوصی بمانند ، وسایل تأمین مالی آنها به ناچار پیچیده تر خواهد شد.

ما نمی توانیم از شرکت های چند صد میلیون دلاری ، اندازه مشاغل که در گذشته عمومی بودند ، استفاده کنیم و در بسیاری از موارد شرکت هایی که مدل بازار و مدل تجاری واقعی دارند ، فقط از سهام عادی و بدهی سرمایه گذاری برای تأمین اعتبار استفاده می کنند.

و با داشتن سرمایه های پیشرفته تر ، پشته های سرمایه ای کارآمدتری خواهند یافت.

و بنابراین ، شرکت هایی که ممکن است CAPITAL Intensive باشند ، اما EQUITY EFFICIENT هستند. و این باید مهمترین چیز باشد.