آیا می توانید تفاوت بین بیدار شدن از انگشتان دست و کل مزخرفات را بگویید؟

اگر با زنجیرهای مارکوف آشنایی ندارید ، خودتان را از این راه کتک نخورید. ساده ترین خلاصه آنها بسیار ساده است ("کشوری که می توان بلافاصله از حالت اولیه نتیجه گرفت" ، به لطف ویکی پدیا!) و در عین حال برنامه های دنیای واقعی آنها بسیار وحشتناک هستند. بین هم زیاد نیست. آنها مدتی بوده اند ، اما اخیراً تشخیص جریان اصلی را پیدا کرده اند ، زیرا در نهایت قدرت محاسباتی به اندازه کافی ارزان می شود تا برخی از حالت های بزرگ و واقعاً جالب را از داده های "بی تاب" محاسبه کند.

یکی از کاربردهای نسبتاً ذهن آور محاسبه حالت مارکوف ، موتور شطرنج Deep Pink است: این خودرو صرفاً با "مشاهده" میلیاردها حرکت شطرنج آموزش داده شد. با استفاده از این موارد برای پیش بینی وضعیت "قدرت بعدی" یک بازی شطرنج ، این شطرنج باز بسیار خوب تبدیل شد بدون اینکه برنامه ریزی شود تا درک کند که چگونه تک تک قطعه ها حرکت می کند. از نظر فنی نمی داند چه شطرنج است ، این واقعاً خوب است که پیش بینی کنیم وضعیت بعدی یک هیئت شطرنج چگونه است.

یکی دیگر از کاربردهای مرتب زنجیرهای مارکوف در تولید زبان طبیعی است. شما می توانید یک مولد متن با الهام از مارکوف را به متن متن بچسبانید (هر چه بهتر) و این مقدار کلمات ، جملات و پاراگراف هایی را که ممکن است "آینده بعدی" پیش بینی شود "پیش بینی می کند." پیش بینی هر چیزی ، زیرا در حال حاضر تولید کنندگان متن فقط می توانند نحو ، دستور زبان و واژگان را تجزیه و تحلیل کنند. معنی کاملاً در رایانه از دست می رود ، بنابراین متنی به وجود می آید که نوع آن مانند زبان انسان به نظر می رسد ، اما در اصل گیج کننده است. که من را به سمت Finnegans Wake سوق می دهد ...

اگر با Finnegans Wake آشنا نیستید ، خودتان را از این راه کتک نخورید. این نویسنده توسط رمان نویس مشهور جهان بین جیمز جویس بین سالهای 1922 و 1939 نوشته شده است ، و بزرگان انگلیسی هنوز شبهای خواب را از دست می دهند تا بفهمند آیا واقعاً به معنای هر چیزی است. منظور من این نیست که به نوعی ذهنیت گرایانه ، "آیا واقعاً چیزی به معنای چیزی است؟" است که توسط اساتید دانشگاهی که دارای آرنج هستند در مورد گذراندن شیشه های چوبی در سالنهای گرد و غبار در حاشیه دانشگاه ایجاد شده است. منظور من این است که هنوز به معنای واقعی کلمه هیچ اجماع وجود ندارد - آکادمیک یا غیره - در مورد این 600 صفحه از مزخرفات کاملاً ساخته شده است.

یک گذرگاه معمولی از Finnegans Wake

جویس ممکن است شوخی در جامعه ادبی داشته باشد ، یا شاید او تعریف خود را از این رمان تغییر داده باشد. ما نمی دانیم و ممانعت از هرگونه وحی شخصی جدید ، ممکن است هرگز. من شخصاً به سمت جویس معتقدم تكیه می كردم: خواندن چند قسمت از ویك همیشه مرا تحت الشعاع خود قرار می دهد ، اما یك پایداری غیرقابل انكار و غیرقابل باور وجود دارد كه از طریق آن می گذرد. این ممکن است به اندازه دو پاراگراف جدا از هم باشد ، اما همیشه چیزی به نظر من می رسید که هر صفحه به معنای چیزی عمیق تر است ، و من مایل بودم به این شک به نویسنده شوم.

تا اینکه من آن را از طریق یک ژنراتور متن مارکوف اجرا کردم.

وقتی چند روز پیش این مولد متن ساده مارکوف را پیدا کردم ، تقریباً بلافاصله می دانستم که باید آن را آموزش دهم به Finnegans Wake. در حالی که واکی را تجزیه و تحلیل می کنید ، انسان به چیزهایی مانند تلاش برای رمزگشایی معنای یکی از چهل و پنج کلمه نامه جویس با هجده ضرب در آن گیر می افتد. اما یک تولید کننده متن مارکوف فقط آن را یادداشت می کند و به سمت راست حرکت می کند ، فقط با استفاده از آن می تواند به حافظه خود اطلاع دهد که کلمات طولانی با تعداد زیادی Zs کمی بیشتر احتمال دارد که رخ دهند. من برنامه ماركوك را برای خواندن Wake كدگذاری كردم ، نتایج را تجزیه كردم و سپس پیش بینی كردم بیشتر متن آن را براساس كلمه های دستور زبان ، نحو و واژگان آن یكباره شروع كنم. این نوع تحلیل ، تقریباً غیرممکن ، اکنون فقط چند دقیقه طول می کشد.

و وقتی نتایج را دیدم ، تقریباً آن را باور نکردم. احساس رایگان کنید تا تفاوت خودتان را بگویید:

در بسیاری موارد ، تولید کننده زبان در واقع بیشتر از متن اصلی معنی می دهد. به نظر می رسد که خروجی ، کاملاً فاقد معنی ، متن اصلی را از لحاظ ماده و سبک برابر است. من تماشای نتایج به دست آمده - قادر به گفتن تفاوت بین اصلی و خروجی من بیش از 80٪ از زمان - در حالت کفر نیستم. شما به راحتی می توانید خروجی رایانه را در هر نقطه در 600 صفحه Wake وارد کنید و عملاً هیچ کس ، هیچ کس در جهان قادر به گفتن آن نیست.

آیا می توانید بگویید که کدام گذر از ویک است و کدام یک از کامپیوتر تولید شده است؟

بنابراین آن را حل می کند؟ آیا جویس تقلب بود؟ آیا متن او ، اکنون از دست و دلبستگی (برای من ، به هر حال) قابل تشخیص نیست ، به عنوان کد برنامه من فاقد روایت است؟ نه خیلی سریع.

من بزرگتر انگلیسی نیستم ، اما می توانم چند مورد را تشخیص دهیم که نمی توانیم از ویک دور بمانیم. اولا ، واژگان با شکوه مبتکرانه کاملاً متعلق به جویس بود. مطمئناً ، برنامه من می تواند آنرا تولید کند ، اما هرگز نمی توانست آنرا اختراع کند. حتی اگر خود رمان بی معنا باشد ، اگر در یک کلمه معنی پیدا کنید ، آن افتخار کاملاً متعلق به جویس است.

ثانیا ، حتی اگر قصد هنرمند به گونه ای قابل اثبات با ماشین باشد ، اثبات نمی کند که اعتبار آن کمتر شود. ما می توانیم ماشینی بسازیم تا مانند ون گوگ (یا مطمئنا پولاک) نقاشی کنیم ، اما این نمی تواند تأثیری را که هر اثر هنری فردی بر روی ناظران خود داشت ، بکاهد. شاید بخشی از قصد این هنرمند انتقال هرج و مرج یا حتی تکرار ماشین باشد! برای همه من می دانم ، اگر جویس از قبر برخیزد و خروجی برنامه مارکوف را ببیند ، ممکن است او بخند خوبی داشته باشد ، به راحتی برای موضوع ویرایش کند ، و با خوشحالی آن را به عنوان Finnegans Wake Part 2: حتی Wakier منتشر کند. و آیا این باعث تعجب هر کسی خواهد شد؟

من صادقانه یادداشت خود را از دست داده ام که کدام گذر است. من واقعاً نمی دانم جویس چیست و مارکوف تولید شده است.

و سوم ، فقط به این دلیل که من نمی توانم تفاوت بین این دو حدود 80٪ از زمان را بگویم ، این بدان معنی نیست که هیچ کس نمی تواند. ممکن است دانشجویان ادبیاتی وجود داشته باشند که بتوانند اکثر قریب به اتفاق اختلاف را بیان کنند. و ، حتی اگر این نباید بر نظر شخصی من در مورد کار تأثیر بگذارد ، مطمئناً این بدان معناست که دانشگاهیان بیشتر آموخته ممکن است به نتیجه بسیار متفاوتی برسند که من انجام می دهم ، حتی با همان داده های مشابه.

در پایان ، باید اعتراف کنم که نظر من در مورد ویک به همین دلیل تغییر کرده است. اکنون می خواهم کاملاً بپذیرم که ایجاد انسجام داخلی آن دشوارتر از مزخرفات نیست. اما ، تحسین من از آن و مطمئناً برای جویس واقعاً قدردانی کرده است.

اگر هیچ چیز دیگری نیست ، او تولید کننده زبان مارکوف 80 سال قبل از اختراع آنها بود.

[این مقاله در ابتدا در اتحادیه ظاهر شده است]