آیا می توانید تفاوت بین یک فرقه و استارتاپ خود را بگویید؟ آزمون را بگیرید.

جامعه فناوری و فرهنگ استارتاپی دارای سابقه طولانی و شناخته شده ای در زمینه عاشقانه سازی یک رویکرد فرقه مانند برای ساخت شرکت های موفق است. انتشارات رسانه های رایج فن آوری مانند Wired قطعاتی را در این زمینه منتشر کرده اند: شما باید راه اندازی خود را مانند یک فرهنگ اجرا کنید. در اینجا چگونه می توان گفت ، Cultures مانند Cultures مبتکران شگفت انگیز ، Forbes آیا شرکت های موفق Cult New هستند؟ ، سریع شرکت Facebook VP's Leaked 2016 Memo Betrays وسواس شبیه به رشد با رشد و Fortune's Fired Engineer: شرکت فناوری مانند "Cult" است. ناگفته نماند که ظهور سریع و نفوذ شرکتهای فناوری تقریباً در تمام جنبه های جهان تغییر کرده است همانطور که ما می دانیم. من زندگی و کار در اکوسیستم فنی سیلیکون ولی را می توانم دست اول ببینم که چگونه مانترا همه جا "ماموریت ما تغییر جهان است" سازمان ها را تحت نفوذ خود قرار می دهد. آیا ما بین خط فرقه و "مانند فرقه" بینایی از دست داده ایم؟ آیا استفاده بیش از حد از عبارات الهام گرفته از فرقه "نوشیدن کمک کولی" در فرهنگ موسیقی پاپ ، نشانه ای است که ما به تفاوت های واقعی بین فرقه ها و نوآوری ها بی حس شده ایم؟

سالها پیش این امتیاز را داشتم که توسط روانشناس مشهور پزشکی قانونی دکتر مارگارت سینگر ، متخصص جهان در زمینه شستشوی مغزی ، فرقه ها و روانپزشکی تدریس کنم. وی در کار طولانی خود ، درباره فنون مورد استفاده کره شمالی ها علیه سربازان آمریکایی در زمان جنگ ، تأثیر ارتش آزادسازی سمبونیک بر وراث ربوده شده پاتریشیا هارست ، دیوید کورش در وکو با شعبه دیویدانی ها ، تحقیق و شهادت داد و موارد بیشماری جنایی دیگر را نیز مورد بررسی قرار داد. ، فرقه ها و قاتلان سریالی. دکتر سینگر قبل از 900 نفر از اعضاء خودکشی دسته جمعی در جونستاون در سال 1978 با نوشیدن سیانید با طعم کول کمک ، به چند نفر کمک کرد تا گروه مذهبی مستقر در سان فرانسیسکو را ترک کنند. در اواخر دهه 70 دکتر سینگر یک بلندگو قدرتمند باقی ماند و تأثیر عمیق و طولانی مدت بر من درباره کاریزم غیر قابل مقاومت رهبران فرقه ، و فریب آنها نسبت به اعضای خود ایجاد کرد. من اصول كليدي را كه او به عنوان اساسي براي توانايي فرقه در به دست آوردن موفقيت در قدرت بر ديگران به كار مي برد ، تشريح كردم.

15 تاکتیک زیر را بخوانید و از خود بپرسید ، آیا می توانید تفاوت یک فرقه و استارتاپ خود را بگویید؟

ارسال:

  • اعتماد كامل ، تقريباً بدون ترديد به رهبري سپرده شده است. تردید و مخالفت بسیار دلسرد شده و ممکن است با اشکال متناسب مجازات مطابقت داشته باشد.
  • رهبران قدرت مانند پیامبر را در درون گروه به آنها داده می شوند و به عنوان افراد ویژه ، بینا ، "بسیار با استعداد" با ارتباطات غیرمعمول به هدف مهم یا قدرت بالاتر پذیرفته می شوند.
  • افزایش تسلیم در مقام رهبری با مسئولیتهای اضافی و / یا نقشها و / یا تمجیدها افزایش می یابد و اهمیت شخص در گروه را افزایش می دهد.

انحصاری:

  • این گروه تنها سیستم اعتقادی درست و واقعی است و اعضا تشویق می شوند خود را به عنوان نخبگان فکر کنند و بخاطر درگیری آنها در عضویت گروه روشنفکر شوند

مجموعه آزار و اذیت:

  • ذهنیت "ما در برابر آنها" به عنوان ابزاری برای اتحاد گروه و تقویت مأموریت گروه در برابر فکر یا نفوذ خارج تشویق می شود. تلاش های شدید برای محافظت و محافظت از گروه در برابر تهدیدات بیرونی با انتظار اعضای از اختصاص تعداد کم وقت به فعالیت های مربوط به گروه ، از جمله استخدام ، آشکار می شود.

کنترل

  • اعضا را از وقوع و چگونگی تغییر آنها در یک لحظه بی خبر نگه دارید. اعضای جدید بالقوه ، گام به گام ، از طریق یک برنامه تغییر رفتاری هدایت می شوند بدون اینکه از دستور کار نهایی یا محتوای کامل گروه مطلع شوند. هدف ممکن است این باشد که آنها را به اعزام مستقیمی برای رهبری تبدیل کنیم ، آنها را به "سرمایه گذاری" در این گروه یا بستگی به هدف و خواسته های رهبر ، تعهد عمیق تر تبدیل کنیم.
  • کنترل کامل افکار ، احساسات و اعمال اعضا از طریق تلقین مکرر و / یا تهدیدات از دست دادن وابستگی به هدف ویژه گروه. اعضا به خاطر ابراز وفاداری خود پاداش می گیرند و برای ترس از عواقب منفی برای ابراز استقلال اندیشه ساخته می شوند.
  • اعضا تشویق می شوند که اعتقاد داشته باشند در صورت از دست دادن وابستگی گروهی خود ، ضرر عمیقی (عشق ، فرصت مالی ، احترام از جامعه محترم) را تجربه خواهند کرد.

انزوا

  • به طور سیستماتیک احساس عدم قدرت در اعضای گروه ایجاد می کند. این کار با دور کردن اعضا از گروه پشتیبانی اجتماعی عادی برای یک دوره زمانی و در محیطی انجام می شود که اکثر مردم از قبل عضو این گروه هستند. اعضا به عنوان الگویی از نگرش ها و رفتارهای گروه خدمت می کنند و به یک زبان درون گروهی صحبت می کنند.
  • این امر کنترل بیشتر بر تفکر و عملکرد اعضای توسط رهبری را تسهیل می کند.

عشق بمباران:

  • نشان دادن توجه زیاد ، هدایای تأیید و عشق به شخص در گروه (به ویژه افراد تازه وارد) توسط دیگران در گروه ، برای کمک به انتقال وابستگی عاطفی به گروه.
  • تهدیدات از دست دادن عشق و قطع روابط معنادار درون گروهی برای حفظ وفاداری استفاده می شود.

دانش ویژه:

  • دانش و دستورالعمل های ویژه از رهبر توانا گرفته می شود که تصور می شود هدیه نادر برای پیش بینی آینده دارد. این رهبر سپس به اعضا می آموزد كه چگونه طبق این چشم انداز برنامه ها را انجام دهند.
  • دانش ویژه را می توان از طریق دید ، رویاها یا تفسیرهای جدید از محتوای مورد احترام از رهبران فکر گذشته و آموزه های آنها دریافت کرد.

تلقین:

  • كنترل محيط اجتماعي و / يا جسمي شخص؛ به خصوص زمان شخص را کنترل کنید. از طریق روش های مختلف ، اعضای جدیدتر مشغول نگه داشتن هستند و باعث می شوند در بیشتر زمان بیداری خود در مورد گروه و محتوای آن فکر کنند.
  • دستکاری در سیستم پاداش ها ، مجازات ها و تجربیات به گونه ای که بتواند از رفتارهایی که منعکس کننده هویت اجتماعی قبلی شخص باشد ، جلوگیری کند. دستکاری تجربیات می تواند از طریق روش های مختلف القاء خلسه صورت بگیرد ، از جمله رهبران با استفاده از تکنیک هایی مانند الگوهای سخن گفتن ، تصاویر هدایت شده ، مناجات ، جلسات طولانی نماز یا سخنرانی ها ، حالات ناشی از مالیات بدنی از طریق جلسات خواباندن عرق ، روزه گرفتن ، کار سخت.
  • آموزه های گروه بطور مکرر در اعضا حفر می شوند ، اما تلقین کردن معمولاً در حدود سیستم "دانش ویژه" اتفاق می افتد.

نجات:

  • نجات از قضاوت یک قدرت بالاتر از طریق ارتباط و یا تسلیم با گروه ، اختیارات و یا دانش ویژه آن حفظ می شود.

گروه فکر کنید:

  • انسجام گروه با رعایت سیاست هایی که از طرف مسئولین ارائه می شود ، حفظ می شود.
  • سیاست هایی توسط اعضا وجود دارد که از رفتار "مناسب" پاداش می گیرند ، و افرادی که به درستی عمل می کنند با درج بیشتر ، افزایش قدرت و پذیرش توسط این گروه پاداش می گیرند.
  • اگر شخصی سؤالی را بیان کند ، احساس می شود که چیزی که ذاتاً در اشتباه است مورد سوال قرار می گیرد.

اختلال شناختی:

  • اجتناب از تفکر انتقادی و / یا حفظ باورها و / یا عقاید منطقی غیرممکن که با سایر اعتقادات این گروه مغایر باشد.
  • اجتناب از و یا انکار هر گونه واقعیتی که ممکن است در تضاد با سیستم اعتقاد گروه باشد.

خیره کننده:

  • کسانی که کاملاً با سیاستهای گروه همسو نیستند ، متزلزل و / یا اخراج می شوند و اعضای باقی مانده ترغیب می شوند که خروج خود را به عنوان یک نارضایتی شخصی و / یا لعنتی برگشت ناپذیر تلقی کنند.

نقش های جنسیتی:

  • کنترل نقش ها و تعاریف جنسیتی توسط سلسله مراتب قدرت گروه برای حفظ رتبه و نظم حفظ می شود.
  • اختلافات جنسیتی ممکن است برای سوءاستفاده جنسی از کسانی که قدرت کمتری در گروه دارند ، توسط افراد دارای رتبه گروه بالاتر استفاده شود.
  • ممکن است نعمتهای جنسی برای نشان دادن وفاداری گروه یا وابستگی به رهبری گروه تشویق شود.

استانداردهای ظاهر:

  • ظاهر مشترک که نشان دهنده عضویت در گروه است ، به شدت مورد تشویق و یا مورد نیاز است. برای تقویت سلسله مراتب گروه ممکن است تفاوت های ظاهری وجود داشته باشد که توجه به گروه گروه را به خود جلب می کند.
  • تفاوت در ظاهر در بین اعضای گروه ایجاد می شود تا دستاوردهای ویژه ای را در حمایت از اصول و اهداف گروه حفظ کند.

عدم پاسخگویی:

  • به دلیل وضعیت ویژه در گروه ، رهبران گروه در قبال هرگونه اشتباه یا تخلف پاسخگو نیستند.
  • رهبران گروه غالباً از طریق محرمانه بودن سیستماتیک از ارزیابی منفی سایر اعضای گروه محافظت می شوند و طبق قوانین ویژه ای رفتار می شوند که رهبران را از پاسخگویی آزاد می کند.
  • یک سیستم منطقی بسته و یک ساختار اقتدارگرایانه استفاده می شود و هیچ گونه بازخوردی ندارد و از اصلاح آن امتناع می ورزد ، مگر با تصویب رهبری یا دستور اجرایی. این گروه از ساختار هرمی به بالا به پایین برخوردار است. رهبران باید روش های کلامی برای از دست دادن هرگز داشته باشند.

منابع:

(خواننده ، 1995)

غلات در میان ما ، ادامه مبارزه علیه تهدید آنها