آمریکا در مقابل چین - چه اتفاقی می افتد؟

فیلیپ فلچر | مدیر و بنیانگذار

(CGTN ، 2019)

بدون شک در مورد مذاکرات بین آمریکا و چین پیرامون توافق های تجاری آنها شنیده اید. من می خواستم این موضوع را از یک نگاه اجتماعی- سیاسی و روابط بین الملل و نه صرفاً یک اقتصاد جمع کنم. بنابراین ، با توجه به این موضوع ، من فقط به جنبه های مرتبط با اقتصاد توجه خواهم کرد. احساس نقد کنید که آیا به اعتبار خیلی کم یا زیاد به من داده اند انتقاد می کنید. این گفتمان سالم است.

حال ، مانند هر مورد مرتبط با ایالات متحده ، شما نمی توانید هیچ یک از اقدامات آن را در خلاء در نظر بگیرید. اقدامات این بیروت در سراسر جهان موج می زند ، و اقدامات آنها به ندرت در محاسبه ضعیف است. این ادعا را ناکام نمی کند. اولا ، بپرسیم ، چرا این مذاکرات تجاری اتفاق می افتد؟ او قبل از پیروزی پرزیدنت ترامپ در سال 2016 ، وی به شدت در معاملات ایالات متحده با چین و کسری اقتصادی که ایالات متحده با توافق های تجاری فعلی خود با چین با آن روبرو بوده ، بسیار صداقت داشته است. پرزیدنت ترامپ درباره اینکه ایالات متحده "100 میلیارد دلار با یک کشور خاص" به معنای چین است ، توئیت کرد و توافقنامه تجاری فعلی که وی ادعا می کند دلیل این امر است.

اکنون ، من می خواهم قبل از ادامه کار ، یک نکته روشن بیان کنم. اگر می خواهید با یک نفرت از پیش فرض نشده رئیس جمهور ترامپ به این مقاله و جنگ تجاری گسترده تر بپردازید ، ترجیح می دهم که شما خواندن را زحمت نکشید. هدف من در اینجا این نیست که طرفدار یا ضد ترامپ باشید. این است که به سادگی بررسی آنچه اتفاق می افتد بدون تعصب. من در این دعوا سگ ندارم.

بنابراین ، یک راه خوب برای درک یک نکته اساسی برای انتقاد اولیه ترامپ از معاملات تجاری ایالات متحده (در سطح جهانی ، نه فقط با چین) ، این است که به بدهی ملی وحشتناک آنها نگاه کنید: https://www.usdebtclock.org/

می بینید واقعاً بد است اما این فقط برای آنها بد نیست بلکه برای همه بد است. نکته مهم این است که کل جهان به خود مدیون است ، واقعاً بد است. تصویری عالی که این را نشان می دهد این است:

(دیلی میل ، 2018)

مجنون اینطور نیست!

بنابراین به جنگ تجاری بازگردید ... "کسری تجاری" چیست؟

تصور کنید هر سال ، شما از کالای به ارزش 500 پوند از همسایه در سمت چپ خود خریداری می کنید.

اما هر سال آن همسایه فقط 100 پوند کالا از شما خریداری می کند.

یعنی در اصل یک کسری تجاری است.

این مسئله آزار دهنده خواهد بود ، بنابراین تصور کنید این کسری کسری معادل 400 پوند نیست ، بلکه کسری 419،200،000،000 دلاری است. این پول زیادی است که شما هر سال صرف آن می کنید که همه به سمت یک کشور در جریان هستند. هنگامی که این کشور قدرت اقتصادی و اجتماعی خود را رقیب می کند ، به ویژه بدتر می شود.

با این حال ، کسری تجارت لزوما چیز بدی نیست. به عنوان مثال تصور کنید که در حالیکه 400 پوند اضافی از همسایه خود خریداری می کنید ، اما خدماتی مانند بانکداری یا گردشگری را برای بدست آوردن پول زیادی در جای دیگر ارائه می دهید ، ممکن است نیازی به اعتماد به اندازه تولید شما نداشته باشد تا واردات و صادرات خود را هموار نگه دارید. با همدیگر.

این به نوعی اعمال ذهنیت سخت افزار 1970 در دنیای نرم افزار 2019 است.

به هر حال ، ترامپ واقعاً چه کرده است؟ در ماه مه سال 2018 ، او تعرفه 25٪ در کل واردات فولاد و ، و 10٪ در آلومینیوم را اعلام کرد. ترامپ معتقد است كه آمریكا نباید به شدت به واردات املاك از فولاد متكی باشد زیرا در صورت وقوع جنگ ، صنعت داخلی نخواهد بود كه به آن وابسته باشد. با این حال ، مفسران خاطرنشان كردند كه آمریكا بخش عمده ای از فولاد خود را از كانادا و اتحادیه اروپا وارد می كند - این متحدین كلیدی هستند.

به دنبال این تعرفه های اولیه ، دولت 25٪ تعرفه را برای عرضه گسترده کالاهای صنعتی و مصرفی تعیین می کند. در هفته گذشته ، تعرفه های بیشتر در مورد 200 میلیارد دلار دیگر محصولات چینی افزایش یافت و از 10٪ به 25٪ افزایش یافت. علاوه بر این ، ایالات متحده در حال برنامه ریزی برای اضافه کردن تعرفه به 300 میلیارد دلار دیگر از کالاهای چینی است.

خلاصه این به چه معنی است؟ در اصل ، خرید از خارج از کشور فقط به طور قابل توجهی گران تر شده است. بنابراین ، شما به عنوان آمریکایی بهتر برای خرید از داخل ایالات متحده خدمت خواهید کرد.

این عبارت کلیدی در آنجا ، "بهتر به عنوان یک آمریکایی خدمت کرده است" ، یک نکته مهم برای ترامپ است. وی بار دیگر موقعیت آمریکا را در موضع محافظه کارانه تر بازگو کرده و یادآور سیاست های جهانی انزوا گرایانه آمریکا قبل از جنگ جهانی دوم است.

بنابراین چرا ایالات متحده آمریکا این کار را انجام می دهد؟ خوب چند دلیل وجود دارد ترامپ کارزار انتخاباتی خود را با حکم فزاینده ای از انزوا طلب انجام داد. وی قول داد دیوار را بسازد ، آمریکا را دوباره در بالای جهان قرار دهد و از همه مهمتر "دوباره بزرگ آمریکا شود". برای ترامپ و اکثریت آمریکا این یعنی نظامی فوق العاده قدرتمند ، وابستگی خارجی را کاهش داده و خود را مجدداً به عنوان یک هژمونی جهانی معرفی کرد. به طور معمول ، یک رئیس جمهور آمریكا روسیه را در تلاش برای بازپس گیری عنوان "یکپارچه جهانی" هدف قرار داده است. با این حال ، تهدید از شرق اکنون از روسیه عبور کرده و در چین قرار دارد. در اینجا آمارهایی وجود دارد که به شما نشان می دهد که چرا ممکن است چنین باشد:

اول از همه ، مقایسه تولید ناخالص داخلی:

(چشم انداز اقتصادی جهانی صندوق بین المللی پول ، 2018)

می بینید که تولید ناخالص داخلی چین به سمت تولید آمریکاست. تولید ناخالص داخلی یک کشور شاخص قدرت در کل است. حال بخاطر داشته باشید که در حال حاضر ، چین بیش از 4 برابر مردم بیشتر از آمریکا است و این نیروی انسانی در حال عصر عصر Frontier Technology است (مقاله دیگر من در مورد Frontier Tech را بخوانید).

اکنون ، هنگامی که شما PPP GDP را می گیرید ، این یک داستان متفاوت را نشان می دهد. PPP تولید ناخالص داخلی به دنبال تولید ناخالص داخلی بر اساس برابری قدرت خرید است و نه فقط آمارهای تولید ناخالص داخلی استاندارد:

(چشم انداز اقتصادی جهانی صندوق بین المللی پول ، 2018)

این نشان می دهد چین قبلاً از ایالات متحده پیشی گرفته است.

بزرگترین مشکل چین این است که رشد سرانه آن تنبل است ، تقریباً با رقابت آمریکا رقابت نمی کند. این میزان تولید ناخالص داخلی سرانه و PPP تولید ناخالص داخلی سرانه به نوعی عقب مانده از آمریکا است.

سرانجام ، اگر رشد تولید ناخالص داخلی واقعی آنها را مقایسه کنید ، می بینید که چرا انتظار می رود چین بر آمریکا غلبه کند:

(چشم انداز اقتصادی جهانی صندوق بین المللی پول ، 2018)

در بالا می توانید ببینید که عملکرد استاندارد چین بسیار بهتر از ایالات متحده است و با این حساب ، می توانید انتظار داشته باشید که اگر آنها عملکرد فعلی خود را در 3 دهه گذشته حفظ کنند ، آنها به بزرگترین نیروگاه اقتصادی در سطح جهان تبدیل خواهند شد.

بنابراین ، می بینید که چرا ایالات متحده به جای روسیه هدف چین را هدف گرفته است. برای مقایسه ، روسیه پس از تحریم های شدید که توسط U.N به رهبری آمریکا و متفقین غربی اعمال شده است ، چندین سال است که دچار اضطراب مالی شده است. این فقط تهدیدی نیست که در گذشته وجود داشت. با گفتن این مسئله ، در مقابل این چالش ها بسیار مقاومت پذیر است و به هیچ وجه از توانایی های بین المللی آن کم نمی کند ، از این رو می توان از نفوذ دیپلماتیک یا قدرت نظامی استفاده کرد.

بنابراین اکنون من بسیار بنیادی بوده ام ، بیایید فکر کنیم که چرا این اتفاق می افتد. به طور خاص ، چرا اکنون.

از نمودارهایی می توان دریافت که چین با رعایت تمام معیارهای معیارهای اقتصادی که برای مقایسه کشورها استفاده می شود ، به سرعت در حال رشد است. اما با این رشد روشهای دیگری نیز وجود دارد که با کمک آن یک کشور رشد می کند و می تواند خود را ادعا کند. اول ، شما احتمالاً می توانید حدس بزنید ، از نظر نظامی است. ارتش چین وحشی است. بیانیه رسالت آن که به عنوان ارتش آزادی بخش مردم (PLA) شناخته شده است ، تحکیم وضعیت حاکم حزب کمونیست ، اطمینان از استقلال چین ، تمامیت ارضی و امنیت داخلی چین است ، از منافع ملی چین حمایت کرده و به حفظ صلح جهانی کمک می کند.

تعداد پرسنل خدمت ارتش چین در مجموع 2،000،000 سرباز است. اینها بین نیروی زمینی (975،000) ، نیروی دریایی (240،000) ، نیروی هوایی (395،000) ، موشک (100،000) و نیروی پشتیبانی استراتژیک (175،000) تقسیم می شود. با این کار ، نیروی موشکی مسئولیت موشکهای هسته ای و استراتژیک متعارف چین - حدود 100 تا 400 سلاح هسته ای را بر عهده دارد. این فقط تعداد آن برای جنگ مرسوم است. این بخش بسیار پنهانی Cyberwarfare را حفظ می کند. این بخش توسط شرکتهای فنی در چینی مانند شرکت صنایع صنایع جنوبی چین ، علوم هوافضایی چین ، شرکت فناوری و بسیاری دیگر پشتیبانی می شود. می توانید از آنها به عنوان معادل های چینی با امثال لاکهید مارتین ، بوئینگ و رایتون استفاده کنید.

تقریباً مانند آمریکا ، چین یک بخش جنگ فضایی ایجاد کرده است و بیش از یک دهه در پنهانی فعالیت می کنند. برنامه فضایی چینی کاملاً متعلق به نظامی و توسعه یافته است ، با نوآوری های باورنکردنی مانند وسایل نقلیه فضایی هایپرسونیک که در سال 2001 می توانند به سرعت 20 ماخ برسند (تصور کنید که اکنون آنها چه کاری می توانند انجام دهند). پروژه 640 یک پروژه پنهانی است که توسط PLA برای تأمین امنیت ماهواره آنها و فعال کردن قابلیت های تهاجمی چین در فضا ساخته شده است. آنها با موفقیت در سال 2008 توانایی های ضد ماهواره خود را با موشک کلاس KKV SC-19 خود نشان دادند.

بودجه نظامی چین بسیار گسترده است و در سال 2019 به 177.6 میلیارد دلار می رسد. با این حال ، آمریکایی که در حال حاضر 686.1 میلیارد دلار است ، کاملاً کاهش می یابد.

بیایید مختصراً به نیروهای مسلح ایالات متحده نگاهی بیندازیم (فقط مختصر است زیرا آنها بسیار گسترده است و خیلی طولانی طول می کشد).

در حال حاضر ، آنها گزارش شده اند که 476،000 پرسنل منظم ارتش ، 343،000 گارد ملی ، 199،000 پرسنل ذخیره دارند. از آنجا که آمریکا چنین منطقه وسیعی از کره زمین را با ارتش خود پوشش می دهد ، ساختار آنها بین بخش های زیر تقسیم می شود: ارتش ایالات متحده: آفریقا ، مرکزی ، اروپا ، شمال ، اقیانوس آرام ، جنوبی ، فرماندهی سایبر ، فرماندهی دفاع فضایی و موشکی ، عملیات ویژه فرمان

آنچه در مورد نیروهای آمریکایی در مقایسه با چینی ها بسیار جالب است ، ارتباط آن با پنتاگون و مجتمع نظامی صنعتی است. بخش عمده ای از خریدهای آمریكا پنهان است ، اما آنچه می بینیم نشان می دهد قراردادهایی با Lockheed Martin ، Boeing و Raytheon در صدر لیست است و 100 میلیارد دلار بین آنها در فروش به دولت آمریكا قرار دارد.

شایان ذکر است که ارتش ایستاده چین دو برابر ارتش آمریکا است ، اما در زمان کنونی کاملاً ساده تر از این است. اگر به توانایی های اسلحه ایالات متحده علاقه خاصی دارید ، ارزش دارد که خودتان تحقیق کنید. در اینجا فقط خیلی چیزهای زیادی وجود دارد. اگرچه یکی از معیارهای مناسب برای مقایسه با چین ، جایی است که چین دارای 100/400 کلاهک هسته ای عملیاتی است ، آمریکا در حال حاضر حدود 6000/7000 را دارد. این ایده می دهد که آمریکا در مقایسه با سایر نقاط جهان از نظر نظامی چه جایگاهی دارد.

بنابراین ، بازگشت به جنگ تجاری. قدرت نظامی مرتبط با چین و آمریکا بسیار شدید است. درک آن بسیار ساده است. بیایید در نظر بگیریم که چگونه چین عضلات اقتصادی خود را خنثی می کند ، و تأثیر جهانی آن را بیشتر و بیشتر می کند.

توصیف بسیار جالب دیپلماسی مدرن چین با نام "دیپلماسی بدهی" شکل گرفته است. این در پاسخ به اعلامیه "جاده ابریشم جدید" توسط شی جینپینگ در سال 2013 ساخته شد که در آن وی برنامه هایی را برای یک پروژه 124 میلیارد دلاری در چین با هدف ایجاد جاده ها و پیوندهای تجاری بین آسیا ، آفریقا و اروپا تشریح کرد. این آمریکا نگران کننده است ، به طور طبیعی ، آنها به طور سنتی به عنوان بانک جهانی مورد استفاده قرار می گرفتند ، به خصوص مورد پسند اروپا و آفریقا. نگرانی از افزایش نفوذ چین در سطح جهان دیده شده است که "ملل غربی" با روش های مختلفی برای کاهش نفوذ اقتصادی و سیاسی چین واکنش نشان می دهند. این جنگ نامرئی در آفریقا جایی که سرمایه گذاری در طول دهه گذشته از چین به صورت پاراگرافیک در معرض خطر قرار گرفته است. این سرمایه گذاری ها منجر به اظهارات معروف اوباما مبنی بر اینکه "همه جاده ها به پکن منتهی می شوند" بود.

چرا "غرب" و به طور خاص آمریکا نگران این موضوع هستند؟ خب ، کاملاً ساده ، چین با قیمت های پایین و مقادیر گسترده ای در صدر معاملات ، معاملات به ظاهر خیلی خوب را ارائه می دهد. دلیل صحیح بودن آنها برای واقعی بودن این است که آنها به کشورها اعتماد می کنند تا از آنها سود ببرند و شما خیلی سریع به آنها مدیون هستید. مانند این که چگونه کسی که درآمد کمی دارد ، زیاد وام می گیرد. این یک چرخه بدهی شریر می شود.

هنگامی که به یک کشور مقادیر زیادی پول بدهکار باشید ، آنها می توانند به راحتی شما را دستکاری کنند یا به خواست خود ورشکستگی کنند. بنابراین این نفوذ در حال حاضر توسط چین اعمال می شود و این تنها اولین مرحله از چالش جهانی رو به رشد آنها برای آمریکا است. رویکرد چین بسیار مشهود است که آمریکا چگونه نفوذ خود را به دست می آورد و طی دهه های آینده اصلاح می شود زیرا این دو غول در پتانسیل های استراتژیک خود با هم همخوانی تر می شوند. جنگ تجاری کنونی اما اولین اولین رویارویی است که می توان انتظار داشت بین این دو رقیب باشد.

همیشه ضروری است که زمینه ای برای این نبرد اراده ها فراهم شود و چرا من در مورد آن نوشتم. من معتقدم که درک بسیار اساسی از مواضع فعلی دو کشور ، و آنچه از رقابت آینده آنها انتظار دارید ، برای همه مهم است که بدانند. این که کسی در نظر داشته باشد که چگونه حساب سرمایه گذاری خود را انجام می دهد ، یا شخصی که فقط می خواهد به سادگی از متن اخبار مربوط به خبرها قدردانی کند.

ما در Pynk درمورد اشتراک دانش و درک خود هستیم. ما اطلاعاتی داریم که به آن دست می یابیم و به طور گسترده تر ، که ما به عنوان یک سازمان پرورش می دهیم. ما برای به اشتراک گذاشتن اطلاعات کامل ارزش قائل هستیم و به همین دلیل این مقاله ها را قرار می دهیم. ما می خواهیم شما بدانید که چه فکر می کنیم و چطور به چیزهایی نزدیک می شویم و از همه مهمتر اینکه سر ما در بازی است. پهنای باند ما گسترده است !!

با تشکر از خواندن یک قطعه دیگر. من برای مقاله هفته آینده به مطالب سرگرم کننده فناوری بر می گردم.

به سلامتی،

PF

اگر فکر می کنید به هر حال می توانید به ما کمک کنید و دوست داریم درگیر شوید ، پس دوست داریم از شما بشنویم. کارشناسان سرمایه گذاری ، فن آوری ها ، کارآفرینان ، شاخص های رشد اقتصادی و یا مهمتر از همه می خواهند به اولین جمعیت پیش بینی کننده ما بپیوندند - سپس با ما در تماس باشید.

امروز وارد Pynk شوید یا به گروه تلگرام ما بروید.

توییتر | لینکدین