سقط جنین ، قسمت 1. تفاوت بین سلولهای انسانی و افراد انسانی

آیا زندگی از زمان تصور شروع می شود؟

در حالی که کاتولیک ها این دیدگاه را از سال 1869 حفظ کرده اند ، پروتستان ها بارها نظر خود را در مورد آن تغییر داده اند - اخیراً در سال 1980 وقتی جری فالول شروع به رایج کردن این ایده کرد.

من می خواهم چند مطلب در مورد سقط جنین انجام دهم زیرا این یک موضوع مهم سیاسی است و دارای پیچیدگی های زیادی است. در این پست به زیست شناسی آن خواهیم پرداخت.

اکثر مردم ، من خودم ، معتقدم که برای انسان اهمیتی وجود دارد که بیشتر از بدنهای جسمی ماست. آن را روح بنامید؛ آن را هدیه ای از خودآگاهی بنامید: این همان معنایی است که نه فقط انسان بلکه یک شخص باشید.

از نظر بیولوژیکی ، هر بیت از ما انسان است. دندان از دست رفته کلاس اول؟ 100٪ انسان کمی خون به آزمایشگاه فرستاده شده است؟ انسان. زانوی فلزی پدربزرگ؟ از نظر فنی انسانی نیست اما دور کردن او از او غیر انسانی خواهد بود.

اسپرم؟ نیمه انسان. یک تخم مرغ؟ نیمه انسان. آن دو با هم؟ 100٪ انسان

اما آیا یک سلول 100٪ انسانی یک فرد است؟

وقتی به نمونه دندان و خون فکر می کنیم ، می دانیم که یک سلول 100٪ انسان یک شخص نیست. بنابراین ، فقط بر اساس DNA ، یک zygote (یک تخم بارور شده) یک شخص نیست.

آیا کیفیت اضافی وجود دارد که باعث می شود یک زیگوت در فرد ایجاد شود؟

در مورد این واقعیت که می تواند به یک شخصیت انسانی تبدیل شود که همه ما آن را بشناسیم؟ آیا پتانسیل تبدیل شدن به یک انسان در آینده به این معنی است که اکنون یک انسان است؟

من می توانم سه موضوع بیولوژیکی را با آن ببینم.

ابتدا به مورد دوقلوهای یکسان فکر کنید. در یک زمان آنها یک زایگوت واحد هستند ، اما آن زایگوت در دو نفر رشد می کند. چه وقت قسمت روح اتفاق می افتد؟ در زمان تصور نیست ، زیرا یک زیگوت با یک فرد بالقوه برابر نبود: این دو برابر با افراد بالقوه بودند.

دوم ، به پیشرفت های طب مدرن فکر کنید. ما حیوانات زیادی را از سلول های بالغ کلون کرده ایم و در طول زندگی ما با این دانش روبرو خواهیم شد که با شرایط مناسب ، هر سلول در بدن ما می تواند به یک نوزاد جدید رشد کند.

در مورد این استدلال دوم ، اگر خاطرنشان کنید که برای انجام یک سلول بزرگسالی نیاز به یک محیط کاملاً مصنوعی و از نظر پزشکی مناسب است ، درست است. اما اکنون شما به عوامل محیطی متکی هستید تا تصمیم بگیرید سلول سلول یک انسان بالقوه انسانی است یا نه وضعیت DNA آن.

سوم ، اکثر تخمهای بارور شده نمی توانند در نوزادان رشد کنند. آنها کاشت نمی کنند ، آنها اخراج می شوند و "مادر" هرگز باردار تلقی نمی شود. باز هم ، وضعیت DNA سلول عامل تعیین کننده نیست. محیط تصمیم می گیرد که آیا انسان بالقوه به یک انسان واقعی تبدیل شود یا خیر.

اکنون ، من معتقدم که اهمیت اخلاقی به پتانسیل ذهن جدید ، یک زندگی جدید انسانی وجود دارد. اما بیشتر شبیه به اهمیت اخلاقی چند یادداشت روی کاغذ است. ناراحت می شود اگر هرگز به عنوان آهنگ تبدیل نشود ، اما این یک جرم نیست.

بنابراین وقتی سلول های انسانی به یک انسان تبدیل می شوند ، معیارهای خوبی دارند؟

من احتمالاً یک پست دیگر در مورد این موضوع خواهم نوشت ، اما به طور خلاصه: وقتی الگوهای قابل تشخیص مغز در حدود هفته 25 بارداری ظاهر می شوند. به این ترتیب مرگ را تعیین می کنیم ، و استفاده از همان معیارها برای تعیین زندگی ، معقول است.

- لیبرال مودب