ABC vs BSV Hash War (قسمت اول) - چرا ما به رای هش احتیاج داریم

مقاله Weibo ترجمه
منبع: 《【天下 大义 , 当 混 为 一】 (上) 谈 هاش رای》

قسمت 0: چه موقع باید بیت کوین را چنگ بزنید؟

آیا باید بیت کوین چنگال شود یا نه؟ این بستگی به علت اختلاف نظر در مورد چنگال دارد.

قسمت 0.1: اگر اهداف متفاوت هستند ، باید فورج شود. بگذارید بازار انتخاب کند کدام یک درست است.

در حالی که با مشکل مقیاس پذیری رقابت می کند ، بیت کوین هسته معتقد است که هدف بیت کوین تبدیل شدن به طلای دیجیتال است. از سوی دیگر ، بیت کوین نقدی معتقد است که هدف بیت کوین تبدیل شدن به یک ارز جهانی است و اختلاف در اهداف غیر قابل مقایسه است. بنابراین ، یک چنگال مستقل و مستقل پدید آمد که بازار را انتخاب می کند تا تصمیم بگیرد کدام یک بهترین باشد.

چنگالهایی با اهداف متفاوت بازارهای مختلفی را اشغال کرده و محصولات متفاوتی را تشکیل می دهند. با این حال ، 2 چنگال در آینده متحد می شوند زیرا ابزار آنها به عنوان ذخیره ارزش ، به تقاضا و استفاده روزانه از همه این محصولات جانبی چنگال ها ، وابسته است.

بیت کوین فقط وقتی که تعداد کافی از مردم مایل به خرید از شما (به عنوان مثال تقاضا) باشید ، تبدیل به فروشگاهی با ارزش خواهد شد ، اما همه این "خریداران" از آسمان سقوط نخواهند کرد. تعداد کاربران ، محبوبیت سکه چنگال و حقوق مالکیت معنوی همه جنبه های بسیار مهم این تجارت است. عوامل مهم در ایجاد آنها استفاده مکرر و ترافیک زیاد کاربر است.

از چه مواردی استفاده می شود؟ این درست است ، پول نقد است وجه نقد فقط به این معنی نیست که می توانید هر روز از آن برای خرید قهوه استفاده کنید بلکه به معنای فرکانس بالای استفاده و قرار گرفتن در معرض صنعت است.

آیا برای همان کالایی که دارای 21 میلیون واحد واحد پول است ، آیا کاربر کالای مورد استفاده A که اغلب از آن استفاده می شود را می توان به عنوان فروشگاه ارزش یا محصول نا آشنا B انتخاب کرد؟ نمونه بارز ترین املاک و مستغلات است. اگرچه املاک در شهرهای درجه یک به عنوان فروشگاهی با ارزش مناسب تر است ، اما ساکنان شهرهای 2 ، 3 ، 4 و 5 تقریباً همیشه املاک و مستغلات محلی را خریداری می کنند ، به ندرت در خارج از خانه خود خریداری می کنند. آنها این کار را فقط به دلیل یک دلیل خاص انجام می دهند - آشنایی.

قسمت 0.2: اگر اهداف یکسان هستند ، اما وسایل دستیابی به اهداف متفاوت هستند ، بنابراین بهتر است اختلافات را از طریق مکانیزم داوری حل کنید.

چنگال بیش از حد به ناچار اثر مخربی برای هر محصولی خواهد داشت زیرا برای زنده ماندن این محصول ، ما به مقیاس های اقتصادی نیاز خواهیم داشت. اگرچه در جامعه BCH اختلاف نظر وجود دارد ، هر دو دیدگاه یکسانی دارند - یعنی اجازه دهید BCH به یک ارز جهانی تبدیل شود که توسط 5 میلیارد نفر مورد استفاده قرار می گیرد. این تنها زمانی قابل دستیابی است که اقتصاد مقیاس وجود داشته باشد.

چنگال هایی که بیش از حد زیاد اتفاق می افتند می توانند مانع از پذیرش BCH شوند. به عنوان مثال ، هنگام استفاده از قسمت پیام معامله (OP_RETUEN) برای نوشتن یادداشت Weibo ، امکان ذخیره هر پیام Weibo در هر دو زنجیره بعد از تقسیم امکان پذیر نیست. چه اتفاقی می افتد اگر پیام در یکی از زنجیره ها ذخیره شود اما زنجیر پس از آن از بین برود؟

بنابراین بدون مکانیسم داوری مؤثر برای جلوگیری از انشعاب غیر ضروری زنجیره BCH ، مانع از تصویب خواهد شد که این امر به معنای کاهش کاربران است. این با ایدئولوژی استفاده از فرکانس بالا برای سیستم نقدی مغایرت دارد.

اما برای حل و فصل اختلافات ، ابتدا ساز و کار داوری باید اجماع بین بازیگران داخلی ، مانند رای گیری توسط کمیته را تضمین کند. این نوع ساز و کار داوری مناسب نیست ، زیرا حتی ممکن است کمیته رای گیری اختلاف نظر داشته باشد. بنابراین ، مکانیسم داوری مؤثر پس چیست؟

قبل از بیت کوین هیچ مکانیزم داوری وجود نداشت. در جریان بحث و گفتگو ، در بین پنج عضو اصلی تیم توسعه که حق ارسال کد را به آنها داده شد ، گاوین آندرسن و جف گارزیک از گسترش بلوک حمایت کردند و از تیم بیت کوین هسته اخراج شدند. بیت کوین سپس تقسیم می شود: Bitcoin Core و Bitcoin Cash.

بیت کوین هسته هنوز هیچ ساز و کار داوری در درون خود ندارد ، بنابراین انتظار می رود که بیت کوین هسته در آینده دستخوش شکاف های بیشتری شود. ETH به بنیانگذار خود Vitalik Buterin متکی است تا با هزینه داشتن PoV (اثبات ویتالیک) که بطور غیرمتمرکز نیست ، از این مشکل به طور موقت جلوگیری کند. با این حال ، بیت کوین نقدی از نظر تشکیل مکانیسم داوری موثر مؤثر است.

قسمت 1: تصمیم گیری توسط یک قاعده

"تصمیم یک قانون" چیست؟ با مثال زیر بهتر می توان توضیح داد:

چین 5000 سال سابقه دارد و از آن ، 3600 سال به خوبی مستند شده است. در طی سالها سلطنت و تکامل تاریخ ، مشاهده می کنیم که یک اصل به ظاهر غیر منطقی وجود دارد که بر انتخاب حاکم حاکم است:

با ارشد انتخاب کنید ، نه توانایی

بسیاری ممکن است با این اصل مخالف باشند - چرا آنها اجازه نمی دهند که پادشاهان جوان و توانا در بهار بتوانند تاج و تخت را به ارث ببرند ، زیرا می دانیم که او می تواند کشور را به خوبی اداره کند اما در عوض آنها پیر و با تجربه را انتخاب می کنند؟

قسمت 2: انتخاب با سن و سال ، نه توانایی

این به سؤال اساسی باز می گردد: چگونه امپراتورها چگونه توانمندترین فرد را به ارث برده اند که تاج و تخت را به ارث می برد؟

بعلاوه ، نمی توان درباره سن بحث کرد - چه کسی اولین شاهزاده متولد شده است ، این یک واقعیت است و قابل تغییر نیست. با این حال ، اگر ما کاندیدایی را بر اساس قابلیت های آنها انتخاب می کنیم ، بسیار ذهنی و بسیار قابل بحث است. شخص می تواند استدلال کند که او بهترین اصول اخلاقی را دارد ، دیگری می تواند ادعا کند که او بهترین مهارت های رهبری را دارد. اگر انتخاب حاکم فقط بر اساس قابلیت ها باشد ، نامزدهای تاج و تخت می توانند در مورد اینکه چه کسی مناسب ترین وراثت تاج و تخت است ، بحث و گفتگو کنند زیرا معیارهای خاص خود را در ارزیابی خصوصیات کاندیدای ایده آل دارند.

همچنان که بحث و استدلال در مورد نامزد ایده آل برای به ارث بردن تاج و تخت ادامه می یابد ، این انگیزه سایر مقامات که تحت سلطنت امپراتور فعلی کار می کنند را تغییر می دهد. چرا اینطور است؟ در زمان های قدیم ، طرفداری از امپراطور بر همه دستاورد های شریف و رسمی که مقام برای کشور انجام داده بود بر جای می گذارد. بنابراین ، از نظر مقامات ، کمک به کاندیدای سلطنتی برای ارث تاج و تخت ، مهمتر از مدیریت خوب این استان است. این امر اولویت های دولت را تحریف کرده و به جای جمع شدن برای مدیریت صحیح کشور ، مقامات خود را به اردوگاه های مختلفی تقسیم می کنند ، هرکدام از کاندیداهای مختلف بالقوه تاج و تخت حمایت می کنند به این امید که سرانجام تاج و تخت را به ارث ببرند و به سرعت به قدرت برسند.

وقتی امپراتور فعلی می میرد و سلطنت جدیدی آغاز می شود ، بحث در مورد اینکه چه کسی باید تاج و تخت را به ارث ببرد بدتر می شود و در بدترین حالت سناریو ، منجر به شکاف درون امپراتوری و احتمالاً جنگ بین ایالت های مختلف می شود.

قسمت سوم: یک فرایند تصمیم گیری متحد

حاکمان سلسله های زیر سلطنت امپراتورهای مختلف از درس آموختند و تصمیم گرفتند که اصل حاکم بر انتخاب حاکم ، تعیین بزرگان باشد نه آنهایی که دارای بهترین توانایی باشند. گرچه نامزد ارشد ممکن است تواناتر نباشد ، اما می تواند از مربیان خردمند راهنمایی دریافت کرده و واجد شرایط ترین مقامات را برای کمک به وی در حاکمیت کشور انتخاب کند. ایده در اینجا این است که بعید است نامزد ارشد تفاوت زیادی با توانا ترین نامزد در مدیریت واقعی کشور داشته باشد. انتصاب بر اساس سن و سال تأیید کننده و غیرقابل تحمل است (ما نمی توانیم در مورد سن بحث کنیم) و بسیاری از استدلالهایی که در دوره های قبل به وجود می آید را از بین می برد - این دومین جایگزین برتر است.

مباحثی که مورد توجه بسیاری از مقامات دولتی در دوران باستان (مانند تصمیم گیری برای تاج و تخت) قرار می گیرد ، معمولاً در نتیجه آنقدر متفاوت نیستند. گزینه A ممکن است بهترین راه حل برای یک موضوع خاص باشد ، اما گزینه B نیز ممکن است یک ایده بد نباشد. مهمترین چیز این است که امپراتور تصمیم گیری نهایی بر اساس معیارهای شخصی خود باشد ، فارغ از اینکه تصمیم گیری شده بهترین است یا خیر. در اکثر اوقات ، فقط تصمیمی باید اتخاذ شود و باید نهایی و بدون تردید باشد - برای جلوگیری از بحث های بی مورد بی پایان.

همین اصل در انتخابات فعلی نیز در انتخابات ریاست جمهوری اعمال می شود. آیا موافقید که دونالد ترامپ بهترین کاندیدایی است که به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده انتخاب می شود؟ صادقانه بگویم ، اصلاً مهم نیست. مهم نیست که مخالفان ترامپ به شدت چه احساسی دارند ، او با یک روند دقیق در انتخابات پیش رفت و با تعداد نمایندگانی که دریافت کرد ، پیروز شد. نتیجه نهایی و غیرقابل اثبات است و همه رای دهندگان باید این نتیجه را بپذیرند. رأی دهندگان که مخالف نتیجه هستند شانس دیگری برای رای دادن مجدد در چهار سال دیگر وجود دارد و جنگ علیه هواداران ترامپ نیستند - صرفاً به این دلیل که نتیجه نهایی است و جایی برای بحث و مقاومت وجود ندارد. حتی اگر نتیجه ای که ترامپ به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد ، ممکن است ایده آل ترین وضعیت برای ایالات متحده نباشد ، اما روند نزولی هنوز کوچکتر از آن است که اگر به ما امکان بحث در مورد نتیجه و نتیجه درگیری داخلی در ایالات متحده را بدهیم - همانطور که در گذشته مشاهده می شد. سلطنت امپراتوری چین است.

این ذات و زیبایی این است: تصمیم گیری با یک قاعده.

قسمت چهارم: "یک قانون متفقاً" در بیت کوین چیست؟

اول از همه ، ما باید بفهمیم که بیت کوین که نوعی "پول الکترونیکی" است که توسط Satoshi Nakamoto طراحی شده است. اجماع رای گیری که در بیت کوین طراحی شده است بسیار شبیه به انتخاب رئیس جمهور است - "یک CPU یک رأی" و "اثبات کار". در زیر خلاصه ای از لیست سفید Bitcoin آورده شده است:

《بیت کوین: یک سیستم نقدی الکترونیکی همتا به نظیر》
اثبات کار همچنین مشکل تعیین نمایندگی را در تصمیم گیری های اکثریت حل می کند. اگر اکثریت مبتنی بر یک آدرس IP-یک-رأی بودند ، توسط هر کسی که قادر به اختصاص IP های زیادی باشد ، می توان آن را واژگون کرد. اثبات کار در اصل یک پردازنده یک رأی است. تصمیم اکثریت طولانی ترین زنجیره است که بیشترین تلاش اثبات کار را برای سرمایه گذاری در آن انجام داده است.

از نظر فنی ، "یک رای گیری یک رایانه یک" در اصل است - یک رای یک رای ". هرچه قدرت هشین انباشته بالاتر باشد ، زنجیره طولانی تر است. در کد ، محاسبه طولانی ترین زنجیره به تعداد بلوک ها بستگی ندارد بلکه مشکل هش است.

بنابراین ، رای هش "یک قانون متفق القول" در بیت کوین است.

قسمت 5: چرا رای گیری هش "یک قانون متفق القول" در بیت کوین محسوب می شود؟

قسمت 5.1: مانند اصل "انتخاب شده توسط سنوات ، نه قابلیت ها" ، نتیجه تصمیم گرفته شده با رای گیری هش نهایی و غیرقابل انکار است.

مکانیسم رای گیری دیگر امکان بحث و گفتگو را فراهم می کند و این مطلوب همانطور که در نمونه های سلطنت های قبلی امپراتوری چین در بالا ذکر شد ، مطلوب نیست. یک مثال می تواند "اثبات سهام" باشد که احزاب با تعداد زیادی نشانه وزن بیشتری در رأی گیری دارند. اگر رای دهندگان با بیشترین نشانه در رای گیری شرکت نکنند ، چه می شود؟ این ممکن است منجر به ارائه نادرست از همه رای دهندگان در سیستم شود و بحث ها و درگیری ها دنبال خواهد شد.

قسمت 5.2: Hashrate مقدار منابع ورودی یک شرکت کننده را برای حفظ شبکه تعیین می کند و بلوک هایی را ایجاد می کند.

بیشترین تغییر در شبکه بیت کوین باید با رأی دهی به هش انجام شود و رسیدن به یک تصمیم به اتفاق آرا بدون رأی هش غیرممکن است.

قسمت 5.3: رأی هش همانند رأی دهندگان نیست

تا زمانی که بتوانید از منابع برای حفظ شبکه کمک بگیرید ، به شما حق رای داده می شود ، به عنوان مثال:

یک دارندگان نشانگر:

به عنوان مثال ، من یک دارنده بیت کوین قبل از بحث درباره مقیاس بندی بیت کوین هستم. من فقط خود بیت کوین را در اختیار دارم ، اما هیچ نیرویی ندارم. برای محافظت از بیت کوین هایم ، در سال 2016 معدن را شروع کردم و استخر معدن BTC.TOP را ایجاد کردم. اگر شما یک دارنده بیت کوین هستید و می خواهید در شبکه بیت کوین حرفی برای گفتن داشته باشید ، پس مجبورید معدن را شروع کنید (مانند کاری که من کردم).

ب شرکت:

مانند دارندگان بیت کوین ، در واقع اپراتورهای استخراج معادن نیز وجود دارند که مشاغل دیگری نیز در این صنعت دارند. در مقابل ، شرکت هایی مانند BTC.TOP که تنها کارشان فقط استخراج معدن است ، اقلیت ها هستند.

ج توسعه دهنده و KOL:

همه معدنچیان علاقه مند به مطالعه توسعه پروتکل نیستند و بهترین طرح پروتکل را برای پیشبرد سیستم به جلو رأی می دهند. حق رأی نشانه هایی از قدرت برای برخی است اما برای دیگران بار سنگین است. آنها به قدرت حفظ و بهبود اکوسیستم اعتماد دارند و در عین حال ممکن است توانایی و منابع زمانی برای این کار نداشته باشند. بنابراین ، کاری که آنها می توانند انجام دهند رای دادن بر اساس عقاید محافل مورد اعتمادشان است (مشابه مقامات معتمد دولتی که در تصمیم گیری همانطور که در بالا گفته شد به امپراتور کمک می کنند). اگر شما یک توسعه دهنده یا KOL هستید که سالها به مطالعه blockchain Bitcoin پرداخته اید و ثابت کرده اید که توانایی بهبود پروتکل ها را دارید ، می توانید از دارندگان حق رای برای حمایت از ایدئولوژی خود استفاده کنید.

بنابراین ، رای گیری هش تقسیم بندی بر اساس قدرت نیست ، بلکه نقش هیئت منصفه را بر عهده می گیرد که بیانگر نظر همه شرکت کنندگان در سیستم است. جامعه حق دارد با استفاده از انواع روشها برای تأثیرگذاری بر رای گیری ، ترجیح خود را امضا کند.

قسمت 5.4: در رأی دهی به هش هیچ انحصار ، تأیید لازم یا وراث وجود ندارد

بنابراین هرکسی که بتواند در منابع معدنی قابل توجهی کمک کند ، حق رأی دارد.

قسمت 5.5: از آنجا که هزینه غرق شده قابل توجهی با سرمایه گذاری در منابع معدن وجود دارد

مانند راه اندازی کارخانه های معدن ، خرید ماشین آلات معدن و تأمین برق. این امر باعث می شود كه معدنكاران به حفظ اكوسیستم بیت کوین بپردازند و از این رو آنها بهترین علاقه را برای جامعه خواهند داشت.

قسمت 5.6. حق رأی دادن هاش سرانجام به استخرهای معدن می رود

یک استخرهای معدن هنوز بنگاههای انتفاعی هستند و بنابراین روند تصمیم گیری آنها هنوز توسط سود و احساسات بازار هدایت می شود. آنها با پیشنهادات خاصی که توسعه دهندگان ارائه داده اند موافق نیستند که با احساسات بازار همگام نیستند (به عنوان مثال آنها اجازه نمی دهند هزینه های معامله تا 1000 دلار افزایش یابد) موافق نیستند.

ب استخرهای معدن همچنین شرکتهایی با دامنه فنی عمیق هستند زیرا توسط توسعه دهندگان باتجربه اداره می شوند که پروتکل بیت کوین را به خوبی می شناسند ، بنابراین آنها قادر به درک مشکلات مرتبط با توسعه پروتکل هستند و از این رو برای تصمیم گیری در جامعه بهتر وظیفه دارند.

قسمت 6: خلاصه:

1. تصمیم گیری توسط یک قاعده. بعضی اوقات ، پیروی از یک قانون بهتر از ناتوانی در تصمیم گیری و پایان دادن به چرخه شرور مباحثات بی پایان و درگیری های داخلی است.

2. اصل "انتخاب با سن ، نه توانایی" تصویب شده توسط بسیاری از سلطنت امپراتوری چین و همچنین روند انتخابات دولت به عنوان ذات روند تصمیم گیری متفق القول نشان داد: داشتن دومین گزینه برتر بهتر از فدا کردن صلح و نظم در درون است. سیستمی برای بهترین گزینه

3. بیت کوین نوعی ارز الکترونیکی است که توسط Satoshi Nakamoto طراحی شده است و لیست سفید آن مشخص کرده است که "یک رأی یک پردازنده یک" چیست ، که در اصل رای گیری هش است.

4- رأی هش با رای ماینر یکسان نیست بلکه بیشتر مانند یک هیئت منصفه عمل می کند تا نظرات همه افراد جامعه را منعکس کند.